ملا محمد مومن كرمانى

41

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

بود كه عليقلى بيگ قورچى شاملو را - كه در يزد عليه خاندان او و مير ميران برخاسته بود - گوشمال دهد . ريش‌سفيدان افشار پيشنهاد كردند كه بيگتاش خان به كرمان بازگردد و « به شهر خود رود و شهريار خود باشد ، و هرگاه خان در كرمان بوده باشد بدخواهان را مجال تشنيع نمىماند و يعقوب خان [ هم ] جرأت آمدن كرمان نخواهد كرد . بيگتاش خان را ، غيرت ، دامنگير گشته ، نخواست كه پشت به خصم نمايد ، و بين الجمهور تهمت‌زدهء گريز باشد . و مير ميران نيز چون به معاونت او در آن ولايت لواى شوكت و اقتدار افراشته بود مانع رفتن او مىشد . . . » « 1 » . چهارصد قاب پلو بيگتاش خان ، همانطور كه وحشى در حق او گفته بود ، سخت دلير بود . « 2 » علاوه بر آن بيگتاش خان ، رسما و علنا ، مثل خان احمد خان گيلانى ، از

--> هم‌اكنون كه مجلهء آينده نشر مىشود ، و اين مقاله به يادبود مؤسس محترم آن مرحوم دكتر محمود افشار تحرير گرديده ، با توجه به اينكه مجلهء آينده را در سال 1304 ش . / 1925 م . تأسيس كرده و فرزند او ايرج افشار ( مدير مسئول كنونى ) هم‌چنان خدمت او را ادامه داده و بابك افشار ( مدير داخلى آن ) و بهرام و كوشيار و آرش افشار و ساسان افشار ( نمايندگان آينده ، در لوس‌آنجلس و پاريس و ساير نقاط عالم ) نوه‌ها و نبيره‌هاى اويند - و آينده را به اكناف عالم مىبرند ، بايد گفت : از حلب تا كاشغر ميدان سلطان سنجر است . [ اينك كه مقاله تجديد چاپ مىشود - با كمال تأسف ، بابك افشار ، در سال پيش درگذشته است . ] در حقيقت شصت سال و اندى آينده بر حيطهء فرهنگى فارسىزبان‌ها تسلط تام دارد - آن نيز با نام خاندان افشار ، و اگر مقايسه كنيم ، هم حوزهء حكومتى افشاريون آينده از حوزه افشاريون گذشتهء زامباور ( نادر افشار و جانشينان ) پهناورتر است ، و هم دوران شصت هفتاد سالهء حكومت خاندان افشار بر دل‌ها و روح‌هاى فرهنگى از سلطهء افشاريّه افزون‌تر . چون يك نادر هم در سلسله خود دارند ، اشكال ندارد كه سلسلهء افشاريون را نيز سلسلهء افاشره بخوانيم . ( 1 ) - در هشتم صفر ثمان و تسعين و تسعمايه 998 ه / هفتم دسامبر 1589 م . بيگتاش به يزد رسيده بود ، ( عالم‌آرا ) . ( 2 ) - بيگتاش خان مىخواست « به قلعهء بافق رود كه از بسيارى آذوق و يراق ، بهترين اماكن آن حدود بود ، امير غياث الدين محمد مير ميران مانع شده نگذاشت . » ( نقاوة الآثار ، ص 231 ) .