ملا محمد مومن كرمانى

408

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

- تا اين‌كه موعد : فَإِذا جاءَ أَجَلُهُمْ لا يَسْتَأْخِرُونَ ساعَةً وَ لا يَسْتَقْدِمُونَ - رسيده ، در شهر شوال « 1 » چند دفعه اتفاق مقابله و مقاتله عظيم افتاده ، و به‌هيچ‌وجه شاهد مراد از پردهء خفا چهره‌گشاى مدّعا نمىگرديد - تا در روز سه‌شنبه شانزدهم شهر شوال المكرم ، « 2 » رأى خورشيد ضياى آن زيبندهء مسند جلالت و عظمت ، برحسب اتفاق ، تصميم بر تسخير قلعه قندهار تافته ، على الصباح كه خورشيد انور بر اشهب غضنفر فر فلك‌پيما سوار گرديده ، از اطناب شعاعى كمندانداز حصار سپهر اخضر گرديده ، خان عظيم الشأن در كمال عزّ و جاه ، كرّناچيان را امر در دميدن نفخه صور مانند كرنا ، و طبالان را به نواختن طبل جنگ مأمور داشته ، به يكبارگى از نفخات ناى روئين ، و غريو كوس ، و صيحه اسبان خوارزمى ، و صاعقه توپ و تفنگ آتش‌فشان ثعبان نشان ، آثار : إِذا زُلْزِلَتِ الْأَرْضُ زِلْزالَها - به ظهور انجاميد . ابليس شاگرد ميرويس تزلزل در اساس سپهر گردون و اركان امكان افتاده ، پاى دولت را به ركاب سعادت آشنا ، و سپاه غضنفرنشان چون درياى جوشان و رعد خروشان به تلاطم و تهور درآمده ، به ضابطه سپاهيگرى و صف‌آرائى كوشيده ، صفوف قتال و جدال آراسته . و از آن طرف قرين الكلف نيز ، اميرويس خيانت شعار - با طايفهء افاغنه غدار ، عازم حرب و پيكار گرديده ، از طرفين نايرهء جدال و قتال التهاب و اشتعال گرفت . و چون در هر وقت كه آتش رزم بالا مىگرفت بندگان سپهر مكان سپهسالار ، از وفور غيرت و جلادت و مردانگى ، رخش صلابت و فرزانگى را جولان‌فرسا ، و به زلال تيغ آبدار خاراشكاف ، اشتعال نايرهء

--> ( 1 ) - در زير آن صفر نوشته شده كه البته اشتباه است . ( 2 ) - 28 نوامبر 1710 م .