ملا محمد مومن كرمانى
386
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
گروه مصيبت همدوش - چرخ اخضر نيلىپوش گرديد و ، نداى محنتافزاى : يا حَسْرَةً عَلَى الْعِبادِ ما يَأْتِيهِمْ - دمادم به مسامع ساكنين عالم بالا مىرسيد . و بقيه آن سال را به اين منوال به سوگوارى و اندوه گذرانيدند ، و همه اوقات در مراسم اطعام فقرا و مساكين و خيرات و مبرات ، به جهت ارواح كثير الافتتاح بندگان معظم اليه ، مىكوشيدند . و چون به مقتضاى كلام معجز نظام : كُلُّ مَنْ عَلَيْها فانٍ وَ يَبْقى وَجْهُ رَبِّكَ ذُو الْجَلالِ وَ الْإِكْرامِ - افول آفتاب دولت و اقبال عموم مرتقيان جاه و جلال امرى است لازم ، و نزول كوكب حيات ناصبان مناصب حشمت و جلال به مغرب و بال قضيهاى است متحتّم ، بالاخره به نصايح و مواعظ سالكان طريق هدايت و ارشاد ، و واقفان مواقف سبيل ارشاد ، و به مضمون فَاصْبِرْ إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ ، طريقه انيقه صبر و شكيبائى را پيشنهاد ضمير ارادت تضمير ساخته ، در مقام اذعان و رضا به قضاى ربانى راضى شده ، در صدد استعفا و استغفار كوشيدند ، و به نويد مرحمت توكيد الصبر مفتاح الفرج - دست از مناهل بىتابى و بىقرارى كشيدند . [ جاى تيتر سفيد ] رفت چو ايام غم و اضطرار * موسم عيش آمد و فصل بهار گشت فروزنده به صحن چمن * شاهد رعناى گل و ياسمن كرد هزاران چو بناى سرود * حمد خداوند و هزاران درود بر نبى و عترت اطهار او * هم به مريدين و به انصار او صحن چمن رونق ديگر گرفت * شاهد گل دلبرى از سر گرفت باغ چراغان ز گل و لاله شد * ابر دُرافشان به كف ژاله شد سرو سهى قد ز چمن برفراخت * نرگس شهلا قدح از زر بساخت طرّه سنبل به سر تاب شد * نوبت شبگردى مهتاب شد