ملا محمد مومن كرمانى

379

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

كرا نهاد زمان مغفر مهى بر سر * كه با حسام جفا عاقبت سرش نفكند ؟ شطرنجى ايام با هركه بساط مصاحبت انداخت ، سرانجام با صد رنج ، فيل دغا بر وى تاخت و با هر شاهسوارى كه قمار يك جهتى و عزت باخت ، عنقريب به شاه مات اجل در ششدر محنت و بلايش انداخت . و اين واقعه در چهارشنبه شانزدهم شهر جمادى الثانى 1121 ه « 1 » وقوع يافت . ابتداى آشوب در بلاد ايران همين بود . همه را بياوريد و بعد از انقطاع سرو رياض عظمت و جهاندارى ، اميرويس شقاوت قرين ، با سلاطين و متابعين قساوت آئين ، تمامى سركردگان و عظماء و ريش سفيدان بيوتات را ، با ميرزا قاسم ، و ميرزا محسنا - كه در معاونت او مىكوشيد - به مضمون صدق مشحون : من اعان ظالما فقد سلّطه الله عليه ، مقيّد و محبوس ، و اموال و اسباب و بيوتات سركار خان مرحمت‌نشان را نهب و غارت نموده ، و با محبوسين مزبوره [ b 54 ] برداشته ، روانه قندهار - و در نهايت خرمى و انبساط ، قلعه را متصرف ، و در انتظام و استحكام قلعه ، لوازم جدّ و جهد به تقديم رسانيده ، متوجه تنظيم و تنسيق امور سرحدات و اطراف و اكناف دار القرار قندهار گرديده - جمعى از افاغنه را به هر محل تعيين ، و مقرر فرمود كه محصلين و كسانى كه از جانب بندگان سپهسالار در هرجا مأمور باشند ، تمامى را گرفته و محبوس به قلعه آورند .

--> ( 1 ) - برابر 13 اوت 1709 م . - تابستان . به قول مرعشى ، گرگين خان سپهسالار « چون از حرم بيرون آمد ، او را دستگير كرده - همان دم ، به دست مراد خان نام افغانى - كه گويند خنثى بود - به قتل رسانيد ، و هم‌چنين در همان گرمى ، به خيمهء يك يك سروران رفته - به حيله همه را به قتل آورد . آنگاه فى الفور - اسباب و يراق و لباس فوج گرگين خان را به افاغنه خود پوشانيده - به هيئتى كه گرگين خان در سوارى مىبود - خود را آراسته ، متوجه قندهار گرديد . . . » مرعشى واقعه را در 1122 ه - يك سال بعد ذكر كرده است . ( مجمع التواريخ ، ص 7 )