ملا محمد مومن كرمانى
377
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
در خاطر سپهسالار چه بود ؟ و بندگان سپهسالار نيز با اكثر ندماء و خاصان ، شب و روز ، به عيش و عشرت و تجرع صهباى غفلت مشغول ، و از راه نخوت و غرور به اميرويس و سلاطين غلجائى و غيره ، وجودى نگذاشته ، آنها را در آن عداد و تعداد نمىشمرد كه جرأت ارتكاب قتل او توانند نمود . و از قرارى كه مسموع شد ، ظاهرا بندگان سپهسالار نيز ارادهء خيانتى به امناى دولت جاويد عدت قاهره در نظر داشته . و قبل از آنكه افغان شورابكى و سرحدات ياغى شده در مقام خلاف برآيند ، يك شب با ندماء و خاصان و اكثرى از خوانين مشورت در خصوص سلطنت فرموده بودند ، و بعضى از عقلاء - كه نسبت به آستان سدرهنشان از اخلاص و بندگى دم مىزدند - به اين معنى راضى نشده ، و ترخص و فرار عاليشان ميرزا عبد الرشيد به دار الامان كرمان ، و فرار عاليقدر گرگين بيك امير آخورباشى به سمت گرجستان - به همان جهت بود كه خود را از معركه دور گيرند . و در همان مجمع ، عالىجاه جعفر خان سيستانى كه چون بناى مواصلت با بندگان سپهسالار گذاشته بودند - مذكور مىساخت : همه بندگانيم و خسروپرست * من و گيو و گودرز و هر كس كه هست « 1 » و به مضمون اينكه شاعرى گفته : با ولىنعمت از برون آئى * گر سپهرى كه سرنگون آئى چون در همان اوقات مقدمه شورش طائفه شورابكى و غيره رو داده ، سركردگان و خوانين را با سپاه نصرت دستگاه به تنبيه آن طوايف مأمور [ a 54 ] فرمودند ، امر مزبور مخفى مانده ، بروز نكرد . و نظر به خيانتى كه بندگان سپهسالار را در خاطر بود ، دولت از او
--> ( 1 ) - از فردوسى .