ملا محمد مومن كرمانى
37
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
از آن مجال كه از اقتضاى طالع سعد * به بخت نسبت پيوندت اتفاق افتاد درون حجلة اقبال در دمى صد بار * عروس بخت كند خويش را مبارك باد خرابهء دل وحشى كه گشت خانهء بوم * اميد هست كه از فرّ تو شود آباد هميشه تا نبود ناخوشى مثال خوشى * مدام ، تا دل ناشاد نيست خاطر ( ؟ ) شاد « 1 » كسى كه خوش نبود خاطرش به شادى تو * نصيبش از خوشى و شادى زمانه مباد اين زن ، دختر سيّد جلال ( ؟ ) مير ميران - ( مير ميران سوم ) - است . « 2 » بگتاش خان با مير غياث الدين محمد مير ميران يزدى وصلت كرده ، دختر او را به حباله خود درآورد و يزد را با كرمان مالا منالا ملكا تصرف كرد . « 3 » اشاره به اين نكته توضيحى لازم دارد : درويش داماد شاه سيد نعيم الدين نعمت اللّه ثانى فرزند عبد الباقى از أحفاد شاه نعمت اللّه ، مقيم يزد ، چون معنا مورد توجه خاندان صفوى بود ، شاه طهماسب ، خواهر خود « خانش خانم » را به عقد ازدواج او درآورد ، و به قول اهل تاريخ « يوسف حسنش را همچون زليخا خريدار آمد ، و فرمان فرماندارى يزد ، جهيز شاهزاده خانم گشت » . ثروتها افزوده و پربركت شد تا آن روز كه سيّد مرد زياد بر چهل لك روپيه هندوستان ، در ميان ولد ارجمندش امير غياث الدين محمد
--> ( 1 ) - شايد : مدام تا دل ناشاد هست و خاطر شاد ؟ ( 2 ) - مقدمه حسين نخعى بر ديوان وحشى ، ص هفتاد و هفت ، به نقل از تاريخ جلال منجم . ( 3 ) - خلاصة التواريخ ، ص 848 .