ملا محمد مومن كرمانى

345

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

جلالت بر متكاى حشمت و وساده لامع ( ؟ ) السعادة ابهت و عظمت مصدر و متمكن ، و ميرزايان عظام و سركردگان والامقام و سادات و شرفاء ذوى الاحترام و اعاظم و معتبرين دار الامان كرمان ، با تمامى سپاه انجمن احتشام وارد حضور معدلت دستور ، و بنابر سنّت حضرت خير الانام به اداى سلام و كورنش و تعظيم اقدام داشتند . هريك كه قابليت تصدير محفل ارم نظير بودند رخصت اجلاس يافته ، مابقى سپاه و اهالى ، چون دندانه شانه ، برابر آن صدر سرير مكرمت و جلالت ، و سپهر عظمت و ايالت - در پهلوى هم - صف‌آراى عشرت و انحبار گرديدند . و مغنيّان خوش‌آواز و مطربان نغمه‌پرداز به نواختن سازهاى غريب و تصنيفات عجيب و مقامات دلفريب آغاز مجلس‌آرائى نموده ، به صيقل انشعاف و حبور ، زنگ كلفت و كدورت از مرآت مصفاى خاطرعاطر آن سرآمد خوانين با عزّ و شان ، و حصار محفل ارم‌نشان مىزدودند . عزم قندهار و بعد از صرف شيرينى و اطعمه ، بندگان سپهرمكان خان عظيم الشان جمشيد نشان از مجلس بهشت قرين عازم خلوتخانه خاص ، و سركردگان و عظماء نيز رخصت انعطاف يافته ، از خدمت ثريا منزلت ، عازم وثاق خود شدند . و چند روزى به گلگشت بهار و سير باغ و بستان اوقات شريف گذران ، و به تجرع باده خوشگوار و عيش مدام كوشيده ، در اوائل موسم تابستان ، راى خورشيد ضياى عالى به تدارك سفر خير اثر قندهار تعلق يافته - چاپاران قمرسير ، به مسارعت تمام ، خوانين و سركردگان عظام به احضار سپاه [ b 44 ] انجم احتشام نصرت فرجام تعيين ، و احكام رفيعه به ارشاد و سرافرازى آنها عزّ اصدار يافته ، خوانين و سركردگان عظام را كه از ممالك خراسان ، و حدود فارس و بنادر و غيره ، مأمور به سفارت قندهار در ركاب نصرت آثار بودند - به حضور موفور الحبور لامع النور طلب فرمودند . مقرر داشتند كه در اول