ملا محمد مومن كرمانى

327

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

سركردگان و رؤساى بلوچ روانه حضور موهبت گنجور شوند . و بعد از آن‌كه بندگان سپهرمكان سردار عاليقدر ، زال بيگ را ، به اتفاق مأمورين ديگر - به خدمت بندگان سپهسالار ، و مژده فتح را به صحابت او اخبار نمود ، از پر كسرى « 1 » حركت ، و عزيمت محال جالق و دزج ، و ساير ولايات بلوچستان نمود . اولا بنه و دستگاه امير شاه سليم و امير خسرو شاه و ولدان ايشان را به دست آورده ، مقرر داشت كه مير شاه سليم و امير خسرو شاه را با ساير رؤساى بلوچ كه با آنها اتفاق نموده و دستگير شده بودند ، مقيد و محبوس به حضور آورده ، از آنها مؤاخذه فرمايد كه به چه سبب مرتكب چنين بىدولتى شدند . زبان سرخ و سرسبز و بعد از آن‌كه امير شاه سليم و غيره را [ a 39 ] به حضور آوردند ، از راه شقاوت ذاتى و قساوت قلبى ، شروع به بىحيائى و سخنان درشت ناسزا ، به بندگان سپهرمكان سپهسالار ، و بندگان سردار نموده ، بىحسابى را به جائى رسانيدند كه نايرهء غضب بندگان مشتعل و ملتهب گرديد - حكم به قتل ايشان و تمامى رؤساى بلوچ - و اولاد آنها كه محبوس بودند - نموده ، موازى شصت [ و ] شش نفر ، در طرفة العينى به قتل رسانيدند . و سرهاى آن مخاذيل شقاوت شعار را ، با سرهاى طايفه بلوچ - كه در روز جنگ به قتل رسيده بودند - تمامى را در صندوق‌ها جا داده ، قريب نهصد و كسرى شد ، به سياهه آمده - انفاد حضور بندگان سپهسالار نمود . و ساير طايفهء قشون بلوچ كه محبوس بودند - بعد از ملاحظه قتل امير شاه سليم و غيره - شروع به تضرع و زارى و عجز و انكسار نموده ، از راه مروت ذاتى ، مرتكب قتل آنها نشده ، تمامى را بخشيده ، و مقرر نمود كه به هر دو نفر از غازيان ، يك نفر از طايفه بلوچ مزبوره سپرده شود - كه

--> ( 1 ) - ممكن است هم پيرگزى ، و هم سرگزى ، و هم پيرگبرى خوانده شود .