ملا محمد مومن كرمانى

321

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

جانب عاليشان ميرزا عبد الرشيد مىبودند . بعد از آن‌كه عاليشان ميرزا عبد الرشيد و سركردگان از خدمت بندگان معظم اليه مرخص شده عزيمت بلوچستان نمودند ، از قضاى فلكى بر سر احشامات متعلقه به امير شاه سليم رفته ، چند احشام از طايفه بلوچ را نهب و غارت نموده - از آن جمله بر سر احشام بسيار عظيمى - كه تقريبا يك هزار خانه‌وار مىشدند - رفته ، و والدهء امير شاه سليم نيز در آن احشام مىبود - چپاول نموده ، تمامى احشام مزبوره را به تصرف درآورده . چون اكثرى از طايفه مذكور - كه سپاهى و دست آنها به يراق بود - تمامى در نزد امير شاه سليم [ رفته ، و تنها ] بعضى چوپان‌كاره ، « 1 » [ b 37 ] و مردم رعيت‌پيشه و در احشام مانده بوده‌اند - كه على الغفلة قشون بر سر احشام مزبوره ريخته ، تمامى را دستگير ، و والدهء امير شاه سليم را نيز با جمعى از متعلقان او اسير ، و شتر و اموال و نقد و اجناس بىحدوحصر عايد سپاه نصرت دستگاه شده عاليشان ميرزا عبد الرشيد و غيره سركردگان ، اشتر و احوال منهوب را با تمامى اسراى بلوچ - با موازى دويست نفر سواره ، روانهء خدمت بندگان سمو المكان الكسندر ميرزا [ نموده ] ، و خود با موازى يكهزار و دويست نفر سواره در همانجا توقف ، مشغول نهب و غارت احشامات ديگر ، و مترصد ورود امير شاه سليم [ ماند ] . و به بندگان الكساندر ميرزا نيز اعلام نموده بود كه هر وقت خبر حركت و عزيمت امير شاه سليم برسد ، چند روز خوددارى ، و مجددا عرض خواهد شد كه على الغفلة بر سر او آمده ، مقدمه او را طى ، و حسب الواقع تنبيه شود . . . « 2 »

--> ( 1 ) - مقصود گوسفنددار ، و همان تلفظ اصلى شبانكاره است . ( 2 ) - جاى دو سطر براى تيتر و عنوان خالى است .