ملا محمد مومن كرمانى

318

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

مسعود بندگان سپهسالار رسيده ، و به اين جهت بندگان معظم اليه فسخ ارادهء سفر بلوچستان نموده ، معاودت به بلده فرمودند . از اين رهگذر امير شاه سليم را طغيان و خودسرى در كانون دماغ راه يافته ، از راه سفاهت و بىخردى ، استنباط نموده بود كه البته از كثرت جمعيت و سطوت او بندگان سپهر مكان ليوان ميرزا هراسان ، و فسخ اراده و عزيمت سفر بلوچستان نموده . و روزبه‌روز كار او بالا گرفته ، فوج‌فوج از طايفه بىعاقبت بلوچ ، همه‌روزه ، از اطراف وارد ، و با او اتفاق ، تا اين‌كه به قدر دوازده هزار جمعيت نموده ، و اكثرى از محال بلوچستان را - كه با او در مقام مخالفت مىبودند - نهب و غارت ، و از آن‌جا ارادهء عزيمت به سمت رودبار ، و جرونات « 1 » و گرمسيرات محال فارس نمود . خبر طغيان و شرارت او به سمع شريف بندگان سپهر مكان خانى عظيم الشانى سپهسالار [ رسيد ] . استماع اين مقدمه بر طبع غيور بندگان معظم اليه گران آمده ، نايرهء غضب نواب معظم اليه ملتهب گرديده كه با وصف تشريف داشتن بندگان سپهرنشان معظم اليه در دار الامان كرمان ، از بىسروپائى چند بىعاقبت ، چنين حركتى وقوع يابد . از عاليشان ميرزا عبد الرشيد تحقيق احوال امير شاه سليم و جمعيت او و كيفيت اوضاع بلوچستان را فرمودند ، عرض نمود كه جمعى فرومايه [ اند ] و تنبيه آنها آنقدر قابليت ندارد . لهذا بندگان سمو المكان الكسندر ميرزا برادرزادهء خود را سردار ، و عاليشان ميرزا عبد الرشيد را مربى و صاحب اختيار امور او نموده ، با موازى پنج هزار نفر سپاه نصرت دستگاه ، مأمور به تنبيه امير شاه سليم و

--> ( 1 ) - ظاهرا صورت ديگر جروم و صرود در جغرافياى كرمان . بنابراين بندر جرون نيز بيش از آن‌كه به گمبرون ربط پيدا كند - با جرونات قوم‌وخويش است - و چه بسا كه گمبرون نيز فرنگى شدهء جرون بوده باشد .