ملا محمد مومن كرمانى
291
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
رسانيده ، از همانجا اموال و اسباب منهوبه بندگان خان ، و شتر و اموالى كه چپاول نموده بودند - تمامى را برداشته ، روانه بلوچستان - و از راه خدعه و ناپاكى چنين دستبردى نموده . عاليشان ميرزا محمد حسين نيز عريضه [ اى ] مشعر بر كيفيت جلادت و دستبرد طايفه مزبوره را به بندگان خان عرض ، و در آن خصوص چاپار فرستاده عرض نمود كه بندگان خان به سرعت تمام عازم ولايت اربعه - كه هرگاه از آن طايفهء غدار عزيمت بم نمايند با آنها مجادله ، و نگذارند كه آسيبى به ولايت رسد . چاپار در قريه ده بكرى نصف شب وارد ، و عريضهء عاليشان ميرزا محمد حسين را به نظر رسانيده ، و در همان ساعت بندگان خان كرّهنا كشيده « 1 » - با هزار خوف و اضطرار به ايلغار تمام روانه بم ، و روز ديگر ، ظهرى ، بندگان خان وارد قلعه بم شده ، عاليشان ميرزا محمد حسين وارد حضور ، و مقدمه دست برد طايفه بلوچ و جرأت و خدعهء آنها را عرض ، و بندگان خان نيز سرگذشت خود را تقرير فرموده ، شكر ايزد متعال را به جاى آوردند كه الحمد لله رب العالمين به وجود فايض الجود بندگان خانى و قشون ، اذيت و آسيبى نرسيده ، از دست آن طايفهء غدار نابكار و خدعه و شرارت آنها محفوظ و سالم ماندند . بعد از گزارش احوال ، با همگى سركردگان مشورت ، و در ارگ قلعه بم مكان شريف بندگان خان را معين نموده ، و عاليشان ميرزا محمد حسين را با چند نفر از يوزباشيان معتبر كه در ركاب بندگان عالى بودند تعيين فرموده ، موازى پانصد نفر سوار يكنآتلى مقرر شد كه همراه عاليشان معزى اليه مأمور قراولى بوده ، رفته از طايفه مزبوره خبر محقق مشخص تحقيق و عرض نمايند كه : حال در كجا ، و چه را اراده دارند - كه نظر
--> ( 1 ) - گره ناگشوده ، كره ناكشيده ؟