ملا محمد مومن كرمانى

270

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

مين‌باشيان و يوزباشيان تمام متفق اللفظ عرض نمودند كه چون جمعيت بلوچ بىحدوحصر ، و با اين قليل قشون هرگاه عزيمت نمايند احتمال آن دارد كه از عهدهء تنبيه بلوچ برنيامده ، و چشم‌زخمى روى دهد ، بناء عليه ، بناى قشلاق گذاشته [ b 20 ] ، چريك ولايات را مرخص ، و مقرر فرمودند كه هريك به ولايات خود رفته مستعد باشند كه هرگاه امرى رو دهد به موكب عالى به زودى ملحق شوند . و قشون را نيز دسته‌دسته به محال گرمسير فرستاده ، كه دواب خود را علف داده ، در اوائل حوت وارد حضور - كه عزيمت بلدهء دار الامان كرمان فرمايند . و خود با عمله و معدودى از قشون در جيرفت توقف و قشلاق ، و عاليشان ميرزا محمد حسين مين‌باشى بمى را نيز مرخص فرموده ، كه رفته در سرحد نرماشير و ريگان قشلاق ، و از جانب بلوچ مخبر بوده ، هرگاه از ايشان خبرى بشود و امرى روى دهد به زودى عرض نمايد . بعد از آن‌كه طايفه بلوچ از رودبار معاودت نموده بودند ، چون معلوم ايشان شده بود كه بندگان خان در سمت جيرفت و رودبار توقف و قشلاق فرموده‌اند ، فوجى از طايفهء مزبوره از راه رودماهى « 1 » و بيابان گرگ ، « 2 » و بيابان زنگى احمد عزيمت محال خبيص نموده ، اهالى خبيص مشغول دهقنت و زراعت ، و به هيچ وجه من الوجوه به مخيله احدى نمىگذشته كه طايفه بلوچ با وصف تشريف داشتن بندگان خان در سرحد بلوچستان - چنين جرأت و حركت مىتوانند نمود . بگريز به هنگام كه در اواسط زمستان ، على الغفلة ، فوجى جمّازه‌سوار و اسب‌سوار از طايفهء ميشومهء مزبوره دفعتا از بيابان سر برآورده ، وارد خبيص و كشيت ، و قريب سى چهل نفر را مقتول ، و جمعى

--> ( 1 ) - رودماهى : در سيستان است . ( 2 ) - بيابان گرگ : بيابان ميان سيستان و كرمان . ( سلجوقيان و غز در كرمان ص 328 و 341 )