ملا محمد مومن كرمانى
249
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
نمود . آن ضربت بر دامن كاتبى « 1 » نواب خان خورده ، به قدر نيم ذرع « 2 » بريد ، اما چون عون عنايت ايزدى حارس ايشان بود مضرتى به وجود شريفش نرسيد . خان ، شمشيرى بر آن بىعاقبت زده ، كه به همان ضرب به جهنم روانه شد . و به حملات دلاورانه [ b 14 ] ، سلك جمعيت آنها را از هم گسيخته ، دو سه نفر از آن مخاذيل بر جانب دست چپ - كه كوتلها و شتران سرب و باروط بود - رفته ، يك سر اسب كوتل و يك نفر شتر كه باروط داشت با يازده نفر شتر كه نان و انگور بار داشتند گرفته بودند . اين خبر كه مسموع خان شد ، اشاره به كشيدن كرّنا فرمودند ، و به آواز كرّنا ، قشون جمعيت نموده ، مقرر شد كه شروع در انداختن تفنگ نمايند . آن مخاذيل ، چون شب بود صرفه در جنگ ندانسته ، به طرف دهنه غار روانه ، و نواب خان نيز با قشون روانه ، بعد از لمحه [ اى ] آثار صبح ظاهر شد . متاركه كسوف گزستان وقتى كه تيغ آفتاب خون شفق بر تارك كهسار ريخته ، همت بر طرف ميدان آسمان گماشت . نواب خان روى به معركهء نبرد آوردند و جمعى را فرستادند كه تحقيق نمايند كه چهقدر از جماعت بلوچ كشته شده ؟ حقيقت به عرض رسانيدند كه پنجاه نفر بلوچ ، و يكصد و شصت نفر شتر ، به ضرب گلوله كشته شدهاند ، و سرهاى مقتولين را - كه جماعت بلوچ نتوانسته بودند به همراه خود برده - قطع ، و در قريه سيف به نظر وكلاء عالى رسانيدند .
--> ( 1 ) - كاتبى ، نوعى از جامه ، آستين آن كوتاه باشد ، و نيمهء آستين و زنجيره از آن است . ( آنندراج ) . نوعى از جامه آستين كوتاه . ( ناظم الاطباء ، فرنودسار ) . ( 2 ) - در اصل : زرع .