ملا محمد مومن كرمانى

24

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

او گفته : - « در و ديوار خانه‌هاى ما ، [ يعنى يزد ] از كرمان ، سپيد شده . » اين حرف را افضل كرمان از قول « معروفى از يزد » به زبان آورده ، و بعد اشاره مىكند كه آشفتگىهاى كرمان ، در وضع اقتصادى يزد بىاندازه مؤثّر افتاده ، و مردم يزد دچار فقر شده‌اند ، و از قول همان « معروف يزدى » اضافه مىكند : « . . . اين ساعت ، همه ، از جهت خرابى كرمان و بستگى مسالك او ، درويش شده‌ايم ، و دير است تا متاع كرمان برهم مىنهيم ، تا كدام روزى ، بشارت ادخلوها بسلام آمنين ، رسد « 1 » . . . » البتّه حرف افضل ، از جهت تاريخ اقتصادى يزد و كرمان ، يك فرمول قطعى و سند صحيح است ، زيرا اصولا ، اقتصاد شهرهاى بيابانى مثل كرمان و يزد و بيرجند ، همانطور كه من در جاى ديگر هم گفته‌ام ، مبتنى و متكّى بر روابط تجارتى است ، و كشاورزى و صنايع جنبى ، در واقع ، مكمّل يا مؤيّد همين اصل تجارت هستند ؛ و چون كالايى كه از هند يا بنادر جنوب ، يا حتى سيستان ، به كرمان مىرسيد ، از طريق راور و زرند - و بعدها رفسنجان - به يزد مىرسيد و از آنجا به نائين يا ساقند و دامغان و سمنان يا رى - مىرفت و به رشته اصلى راه ابريشم - متصل مىگشت ، پس حرف آن معروف يزد ، كاملا درست است كه « ديوار خانه‌هاى يزد از كرمان سفيد مىشده » ، « 2 » يعنى هر تاجر يزدى ، يك « پورسان » و درصدى بر كالاى عبورى مىنهاد و آن را به راه ابريشم تحويل مىداد .

--> ( 1 ) - عقد العلى للموقف الاعلى ، افضل كرمان ، تصحيح على محمد عامرى چاپ دوم با مقدمه نگارنده ، ص 136 . ( 2 ) - اين اصطلاح البته مخصوص خانه‌هاى خوانين و متعيّنين و خصوصا تجّار است : زيرا آنها بودند كه در اطاق سفيدكارى پوست تخم‌مرغى مىنشستند ، و زير بادگير ، لرگ و شولى مىخوردند و تن در چادر شب ابريشمى مىپوشيدند . و گرنه مردم فقير و عامه كه ديوار خشت و گلى و حداكثر كاه‌گلى داشتند .