ملا محمد مومن كرمانى

239

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

و چون ساعت به جهت پوشيدن خلعت همان لحظه تعيين شده بود ، قامت موزون را به تشريف هميون مشرف ساخته ، اشربه و تنقلات حاضر و كام جلساء آن محفل قدس مناظر [ b 11 ] حلاوت يافته ، غازيان كه در بيرون خرگاه بودند نيز از شهد التفات عالى شيرين‌كام ، و همگى به فاتحهء دوام دولت پادشاه اسلام و بقاى حشمت خان عالى مقام رطب اللسان گرديدند ، و طرف چاشت طعام كشيده به مجلس آوردند و تمام آن خلايق را از آن اطعمه التذاذ حاصل شد ، و بعد از آن به آئين هرچه تمامتر به باغ نظر مراجعت فرمودند . تالار بكتاش خان و در روز عيد قربان ، « 1 » تالار را به فروش الوان مفروش گردانيده ، خان عاليشان كامياب و كامران در آن متمكن گرديد . اكابر و اعيان كه به مباركبادى عيد به شرف ملازمت فايز مىشدند - در آن مكان وسيع جا يافته مىنشستند . و فى الواقع كرمان از زمان بكتاش خان « 2 » الى آن اوان به مكانتى چنين تمكن ننموده بودند - شمسهء ايوانش با قبّهء سپهر اخضر همنشين ، طاق رواقش با ايوان كيوان قرين ، ستون‌هاى تالارش نسرين چرخ را نشيمن ، ساحت گردون مساحتش علويين را وطن . نظر تا سوى اين ايوان گذر كرد * ز طاق آسمان قطع نظر كرد و آن عاليجناب اول طلوع آفتاب ، پرتو التفات بر آن مكان راسخ البنيان مىافكندند و آن معدلت‌آرا ، به انامل عقده‌گشا گره از كار دادخواهان مىگشودند ، تا هنگام چاشتگاه كه وقت كشيدن طعام بود به عدالت و رعيت‌پرورى اقامت فرموده ، بعد از آن ، به جهت اداى فرايض از آن محفل

--> ( 1 ) - 13 ژويه 1695 م . ( 2 ) - بكتاش خان ، رجوع شود به تاريخ كرمان ، ص 605 ، و مقدمه همين كتاب .