ملا محمد مومن كرمانى

234

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

شود ، آن جماعت را به دست آورد ، و احيانا [ اگر ] عبور ايشان از سمت الكاء كرمان واقع ، و از آن ايالت پناه تهاونى به ظهور رسيده باشد موجب تنبيه و بازخواست عظيم خواهد شد . نواب خانى بر مضمون رقم كه اطلاع حاصل نمودند تعليقجات به محمد طاهر بيگ زنگنه و يوزباشيان كرمانى و راورى قلمى ، و تأكيد نمودند كه از شوارع بيابان خبردار بوده ، اگر جماعت ياغيه را بر آن [ محال ] مجال عبور واقع شود ، سر راه را گرفته ، حقيقت به زودى عرض نمايند . و بامداد يوم السبت عاشر شهر ربيع الاول 1106 « 1 » نوشته از يوزباشيان كوبنانى رسيد كه جمعى از مخاذيل در بيابان و حواشى طبس بوده و مشخص نيست كه به كدام سمت خواهند رفت . بندگان خان كه بر اين خبر مطلع گرديد مقرر فرمودند كه قشون را اخبار داده ، بعد از نماز ظهر و عصر سوار شده ، شب در قريه صفىآباد « 2 » نزول ، و صبح از آنجا سوار شده داخل كوبنان ، و قراول تعيين نموده . بعد از دو سه يوم خبر رسيد كه مخاذيل به سمت خراسان رفته بودند . روز ديگر به زرند آمده ، و از آنجا طى منازل نموده داخل شهر شدند ، و در شنبه 9 شهر مزبور چهار رأس اسب از خانه‌زادان ايلخى نگار خاصه كه به خان شفقت شده بود آورده ، « 3 » بندگان خان به آن موهبت عظمى فايز و تارك افتخار بر قمّهء سماك سود ، و مذكور شد كه فصول مرسوله به جواب صواب رسيده ، خلعت شاهى معين ، و متعاقب شرف ارسال خواهد يافت . از استماع اين معنى بر وفور بهجت و سرور به روزگار « 4 » خان عظيم

--> ( 1 ) - 20 اكتبر 1694 . ( 2 ) - صفىآباد : از مزارع حومهء قريبه كرمان ( جغرافى كرمان ص 358 ) ( 3 ) - اسب‌هاى سلطنتى را در النگ‌هاى اطراف مملكت نگاه مىداشتند ، و نگار بردسير و موراسپان پاريز يكى از نقاط سرسبز پرچمن و مور مناسب اسب‌ها بود و تا اواخر قاجار چنين رسمى وجود داشت . ( 4 ) - شايد هم به روى كار خان عظيم الشان .