ملا محمد مومن كرمانى
228
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
مأنوس اورنگ زبرجدى فلك ، بر ادهم تيزگام سپهر سوار شده ، به طرف سبز ميدان آسمان خراميد ، « 1 » عاليجاه خان جلالت نشان ، با اعيان سپاه و اعزّهء كرمان ، روانه باغ طاهرآباد شدند . و چون به جهت ميرزا عليرضا كلانتر نيز خلعتى به مصحوب برزو بيك مذكور شفقت شده بود ، مشار اليه نيز با تبعه و لحقهء خود ، به باغ آمده ، اولا رقم مبارك پادشاه دين پناه ستاره سپاه را - كه مخصوص خان ، عزّ ورود يافته بود - ميرزا [ ] « 2 » وزير خواند ، درهم و دينار نثار ، و قامت قابليت خان به آن خلعت و الا شرف اختصاص يافت ، و بعد از آن خطيب ، رقمى كه مختص كلانتر صادر شده بود خوانده ، او نيز به قدر احوال ، رسم نثار به جاى آورده ، قامت مشار اليه به آن تشريف مشرف شد . خطيب فاتحه پادشاه خلايق اميدگاه را خوانده ، بندگان خان و اكابر و اعيان از باغ سوار شدند . خلايق شهر از وضيع و شريف به استقبال آمده ، به آئين تمام ، خان عالى مقام را به شهر رسانيدند . اكابر و اعيان در خدمت نواب خان عظيم الشأن به باغنظر آمده ، در آن روز ، خوان احسان گسترده بود ، آنقدر اشربه و اطعمه به مجلس آوردند كه آن خلايق را كفايت نمود . آن جماعت از آن خورشها التذاذ حاصل نموده ، نقيب ، فاتحه پادشاه نوجوان را اعاده كرده و مردم متفرق شدند . وكلاء خان ، مقرر فرمود كه تدارك چراغان ميدان و بازارها را نمايند - چون اول محرم بود و بر دوستان اهل بيت عصمت ، عشرت و عيش و مسرت حرام مىنمود ، رغبتى كه لازم بود كسى ننمود . چراغى چند بر ديوار جلو خان باغنظر نصب نموده لحظه [ اى ] روشنى چراغها باقى ، و
--> ( 1 ) - براعت استهلال دلپذيرى است از برآمدن خورشيد ، به مناسبت اينكه آن روز صحبت از خلعتپوشان خان است . ( 2 ) - جاى اسم خالى است .