ملا محمد مومن كرمانى

219

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

خاطر بر خود حاكم و فرمانفرما و صاحب اختيار و بالطوع و الرغبه خدمتگذارى و بندگى او را بر ميان جان استوار ساخته ، هم‌قسم و هم‌پيمان با امير [ ] « 1 » . . . حكام اواخر صفوى [ چنان كه در مقدمه نيز گفته‌ام ، صفحاتى از وسط كتاب مفقود شده است . درينجا لابد مؤلف حكومت تيمور ، و خصوصا ايدكو برلاس را كه سالها در كرمان بود ، و خانواده او نيز هنوز در انار باقى هستند - به تفصيل شرح داده تا به صفويه و اواخر صفويه - يعنى زمان شاه سليمان رسانده ، به قول وزيرى : « در سنه يكهزار و يكصد و پنج [ 1694 م ] كه شاه سليمان به دار جنان نقل كرد ، و امراء - بر خلاف وصيت آن پادشاه ، سلطان مرتضى را از سلطنت منع ، و سلطان حسين ميرزا پسر ديگر آن مرحمت پناه را بر متكاء سلطنت متكى كردند - حكمرانى كرمان را به محمد قلى خان قورچىباشى محول نمودند . » و حوادث ازين سال درين كتاب شروع مىشود . . . شاه سلطان حسين خيلى زود ، شاه ويردى خان را به جاى قورچىباشى انتخاب كرد ] [ d 6 ] . . . رفتند ، و در پنجشنبه نيز طرف عصر بيرون آمده ، ميرزا شمس الدين محمد مستوفى « 2 » حاضر ، و به محل معين قرار گرفته مقرر شد كه تفنگچيان و غازيان را ديده اسامى ايشان را ثبت دفتر نمودند . و چون

--> ( 1 ) - از اينجاى تاريخ قسمتى افتادگى دارد . داستان تيمور البته ساختگى است ، و مؤلف ، شايد به دليل خانواده‌اى - كه لقب جواهرى داشته‌اند - داستان را از آنها شنيده بوده است . بسيارى از مردم براى خانواده‌هاى خود ، ملاقات با يك سرسلسله را نوشته و براى خود حق و حقوقى قائل شده‌اند - و نمونه مفصل آن آقا محمد خان قاجار است . ( 2 ) - در باب شمس الدين مستوفى اردستانى رجوع شود به تذكره صفويه كرمان ، صفحات متعدد - از جمله ص 498 .