ملا محمد مومن كرمانى
215
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
داده و به رسم پيشكش به جهت امير تيمور آورده بود . امير بعد از آنكه سلطان را ملاقات مىنمايد شروع به معذرتخواهى نموده مذكور ساخته بود كه خوانى كه ترتيب داده شده به چه جهت است ؟ سلطان عرض مىنمايد كه قدرى جواهر كه به رسم ترجمان در شب گذشته امر و مقرر فرموده بودند كه داده شود ترتيب نموده آوردهام به هركس مقرر مىشود تحويل نمايم . امير از استماع اين معنى به خنده درآمده بعد از عذرخواهى بسيار مقرر داشته بود كه عجب از عقل و دانش سلطان كه به محض شوخى و مذاق - كه در شب گذشته واقع شده - اين سخن را مبنى بر اصل تصور فرموده باشند . هرقدر كه از گرفتن جواهر امير تيمور مضايقه داشته ، سلطان اصرار مىنموده كه البته بايد بندگان امير قبول بفرمايند - تا اينكه سلطان به امير تيمور عرض مىنمايد كه مقرر شود كه ملازمهاى سركار به كنار رفته كه من مطلبى دارم كه در خلوت مىخواهم به خدمت امير عرض كنم . امير ملازم و خدم خود را به كنار فرستاده و خلوت نموده بود - بعد از آنكه خلوت مىشود سلطان [ جواهرى ] عرض نموده بود كه در اين سال نيّر فروزان طالع فيروزى مطالع ، از مشرق سلطنت و عظمت طلوع نموده ، جميع ممالك محروسهء ربع مسكون به تصرف درمىآيد و من مىخواهم كه امروز امير با من عهد كند كه بعد از آنكه جناب اقدس الهى چنين عنايت و مرحمت بكند از اين شكستهبال فراموش نفرموده اين ولايت را مسلم داشته اذيت و آسيبى نرسانند . امير تيمور از استماع اين مژده بسيار منشعف و مبتهج شده ، خلاصهء مدعا آنكه دست شرط و عهد به يكديگر داده بيعت نموده ، و امير نيز حسب الاشاره و تمناى سلطان تعهدنامچه به قيد لعنتنامچه نوشته - كه چنانچه جناب اقدس الهى تفضل و به او توفيق داده به مراتب سلطنت فايض و ارجمند شود ، مطلقا متعرض حال كرمان و اهالى كرمان نشده ،