ملا محمد مومن كرمانى
212
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
را تمام خراب و اهل او را به قتل رسانيده ، اموالى كه بود به نهب [ و ] غارت برده ، متنفّسى باقى نگذاشت . « 1 » بعد از آنكه بر سر آبادانى آن كوشيد باز از هر ولايت جمعى را آورده در اين ولايت ساكن ، و فىالجمله آبادانى به هم رسانيده ، رفتهرفته تا ايام سلطان صاحبقران امير تيمور ، ولايت معمورى شده بود كه مدار مملكت تركستان و خراسان و اكثر ولايات از اين ولايت مىبود . داستان تيمور و جواهرى قبل از خروج ، امير تيمور - كه به سلطنت برسد ، بر سبيل تجارت ، به اين ولايت از ولايت سمرقند وارد گرديده ، و مدت دو سال يا بيشتر در اين ولايت به سر مىبرد ، تا اينكه با تمامى اهل شهر از صغير و كبير آشنا و همگى اهالى اين شهر و ولايات تابعه معروف او شده و بر احوال همگى وقوف ، و رابطه خصوصيت كامل به هم رسانيده . از امور اتفاقيه شبى بر سبيل تكلف در خانهء سلطان جواهرى مشهور « 2 » ميهمان بوده و آنجا بناى قامبازى « 3 » گذارده - كه به اصطلاح بازى امير و وزير مشهور است - هر دفعه كه نوبت قاماندازى به امير مىرسيده امير مىشده ، و از اول بازى تا به آخر همه اوقات امير تيمور ، پادشاه بوده . سلطان جواهرى مردى به زيور كمال آراسته بوده ، از مشاهده اين امر عجيب ، تفكر زيادى مىنموده ، از قضا نوبت قاماندازى كه به سلطان مىرسد ، سلطان دزد برآمده ، او را شحنه گرفته به خدمت امير برده بود .
--> ( 1 ) - چنين نبوده است ، در ايام جانشينان چنگيز خان ، مدتى آل مظفر در كرمان حكومت مىكردند . كه چنين قتل عامى ديده نشده ، قبل از آن نيز قراختائيان به حكومت رسيده بودهاند - كه دوره آرامش شهرهاى كرمان است . ( 2 ) - سلطان جواهرى ؟ در كتب كرمانى ديده نشد . ( 3 ) - قاماندازى ، مقصود قاباندازى است . استخوان گوسفند را يك طرف اسب مىخوانند و يك طرف شحنه و يك طرف دزد - مىاندازند ، هر طرف آمد ، صاحب آن همان خواهد بود . اگر دزد آمد ، آنكه اسب برايش آمده شاه شده و هرچه بگويد آنكه دزد شده بايد انجام دهد .