ملا محمد مومن كرمانى

193

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

سلامى مراجعه كرد و خود را بيمار روانى اعلام نمود و به اين طريق از سنگ انتقام طفلان سياست پيشه محفوظ ماند . بر سرِ بازار ، طفلان را ، نمىدانم چه شد * مىزند ديوانهء من ، سر ز بىسنگى به سنگ انتحار سياسى او در عين حال كه به عنوان بيمارى ، به معالجات با متادون پرداخته بود - و دواى ترك ترياك و مشروب نيز جزء برنامهء معالجاتش بود « 1 » به آخرين وسيلهء اثبات مرض خود نيز دست زد كه به نظر من يكى از عاقلانه‌ترين كارهاى او در آن روزگار بود و من اين كار را به عنوان حسن ختام آن براعت استهلال حساب مىكنم . او يك تلگراف لطيف بلندبالا به روزنامهء توفيق نوشت . در آن روزها توفيق ، براى حزب خران خود ، عضو مىپذيرفت به شرط اينكه درخواست كنندگان تقاضاى عضويّت ، دليل موجّهى براى تقاضاى خود داشته باشند ، و بهرام خان چندين دليل لطيف و ظريف براى اين تقاضاى عجيب خود برشمرده بود . صدور كارت حزب خران ، خان‌زادهء افشار را از محكوميت حتمى نجات داده بود ، « 2 » همه از بالا تا پائين ، وقتى خواندند ، خنديدند . همه گزارش‌هاى ساواك ، كأن لم يكن شد . خندهء

--> آمنين مىخواند - از بيابان سيستان ، به مدت 9 روز خود را به كرمان رسانيد - چون داخل آن بلد شد و عمارات را ديده ، يقينش حاصل شده بود كه اينجا كرمان است - آنگاه نگاه واپس كرده بود . » ( نقاوة الآثار ، ص 13 ) . ( 1 ) - روايت آقاى حاج عباس آقاى امين مقيم لندن پسر مرحوم امين التجار رفسنجانى . او از دوستان نزديك بهرام خان و تا دم مرگ با او بود . ( 2 ) - نامهء او در روزنامهء توفيق همان سال‌ها چاپ شده است . ( روزنامهء توفيق شمارهء 13 سال چهل و هفتم ، پنجشنبه ششم تيرماه 1347 / 27 ژوئن 1968 م . ) توفيق ، چنين كارتى براى مرحوم اللهيار صالح هم فرستاده بود و من ، در باغ شاه‌آباد دكتر مهدى آذر ، و در حضور مرحوم دكتر محمود افشار ، از دهن خود مرحوم صالح شنيدم . ( نون جو ، ص 196 ، چاپ پنجم ) .