ملا محمد مومن كرمانى
173
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
يزد و زلزله گوك شايد تعجب كنيد كه بهترين حناى عالم در بم و نرماشير به عمل مىآيد ، ولى بهترين عصّارىهاى حناسابى در يزد است ، يعنى كارگر نرماشير و بم ، خود را در رديف يك بند گاو ( دو گاو و سه آدم ) به شخم مىبندد و حنا مىكارد و برگها را دانه دانه جمع و خشك مىكند ، و بعد ، اين گياه ظريف را ، به خروار ، بار مىكند و صد و پنجاه فرسخ راه طى مىكند و حناها را به يزد مىآورد - تا در مازارخانههاى يزد بسايند ، و بعد به روسيه و ساير نقاط عالم صادر كنند . « 1 » ( و من ندانستم كه مردم بم چرا اينقدر كمهمت بودهاند كه خودشان قرنها و قرنها مازارخانه نساختهاند ؟ آيا يك دليل فنى در كار بوده ؟ مهندسين بايد بگويند . شنيدهام موادى به آن مىافزودهاند كه در رنگ آن مؤثر بوده است ؟ ) درست مثل اينكه نزديك بود همين سالها كارخانههاى جنبى مس سرچشمه در يزد تأسيس شود - و البته خواهد هم شد ! - خاكوخل استخراج آن را مردم پاريز مىخورند و ، سمومات حاصل از ابر اسيدى آن ، درختهاى دهنهء محمد سلمانى پاريز و گزدر را خشك مىكند ، و كابل سيم برق و تلفن و بسا ترانزيستور آن را در نظر است كه در يزد بسازند . به قول حزين : به پاى خُم ، منِ مخمور ، برلب خاك مىمالم * سبوى قسمتم خشك از دلِ عمّان برون آيد * * * چرا ، يك چيزهايى هم در قديم از يزد به كرمان مىرسيد ، و آن يك نوع ممتاز سنگ قبر بود ! وقتى خواجهاى در كرمان مىمرد ، سنگهاى قبر
--> ( 1 ) - و از حق نبايد گذشت ، وقتى كه در بم زلزله شد ( 5 دى 1382 ش / 25 دسامبر 2003 م . ) يزدىها - به همين دليل پيوندهاى اقتصادى - كمكهاى بسيارى به مردم زلزلهزده بم كردند .