ملا محمد مومن كرمانى

143

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

روزگار دارد كه نكات تازه‌اى در آن هست و عينا نقل مىشود . « 1 » البته مستوفى به مرحوم مجد الاسلام خوشبين نيست ، ولى به‌هرحال حقايقى در نوشته‌هاى او هست . او مىنويسد : « . . . زمستان هذه السنه ايت‌ئيل 1328 ه / 1910 م . در اول قوس بناى برف و سرما و بارندگى گذاشت . شبيه و با مرضى پيدا شد . تمام اعيان و اشراف گريختند به اطراف بلوكات . فقير و جمعى عيال به چند سبب نتوانستم حركت كنم : اولا خودم ناخوش طپش قلب و تهوّع و نوبه داشتم ، اسباب حركت به هيچ طرف فراهم نبود ، و تا آخر جدى بعد از سه دست سنا خوردن بهتر شد . ليكن برف و باران و سرما هيچ تخفيف پيدا نكرد . كار ذوغال هيزم به جائى رسيد كه ده سير بيخته و ذوغال - اگر يافت مىشد - سر اهالى قسمت مىشد . يك من سى شاهى رسيد . درمان جازهاى دامنه ، بارى هشت قران ، هيزم تر سه من يك قران ، هيزم باغى نيم‌چين دو من نيم يك قران . با اين سردىها ، يخى به درد بخورد گرفته نشد ! « 2 » چند روز است باد و طوفان اسباب زحمت شده - به طور صحيح چهل شبان‌روز جمال آفتاب زيارت نشد . آنقدر براى خلق سخت گذشته كه به تحرير درست نمىآيد . خدا عاقبت را به خير كند . . . « 3 »

--> ( 1 ) - اين كتاب ، و ده جلد كتاب خطى ديگر نزد آقاى نصير اللّه مستوفى سعيد در جزء ماترك خانواده باقيمانده بود و ايشان و همسر محترمشان سركار خانم ميرحسينى - نوه مرحوم مدنىپور - كتب مذكور را در اختيار بنده نهادند كه پس از استفاده ، در اختيار يكى از كتابخانه‌هاى كرمان بگذارم ، و من قصد دارم هم‌چنان كه قبلا حدود سيصد جلد كتاب خطّى مرحوم مهندس امير را در اختيار دانشگاه كرمان گذاشتم ، اين كتب را نيز تقديم دانشگاه كرمان كنم . اين يادداشت بر پشت جلد نسخهء تاريخ باستان مرحوم ميرزا آقا خان است ، و مستوفى كه با ميرزا آقا خان هم مكتب بوده ، آن را از روى نسخهء خاص ميرزا آقا خان تحرير كرده است . ( 2 ) - مقصود يخ‌گيرى براى يخچال‌هاى كرمان است كه ترتيب خاص داشت - براى ذخيره تابستان . ( 3 ) - در واقع آن سال ، « غرّه سال » بوده - به تعبير روستائيان ، و يكى از بهترين سال‌هاى كرمان .