ملا محمد مومن كرمانى

141

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

قميص ، مردم كرمان - ده‌ها هزار تن - امضاء كرده بودند كه ميرزا محمود امين الاسلام مفسد فى الارض و ملحد و كافر و مهدور الدّم است ، « 1 » و شايد بيش از صد امضاى اقل الفانى و الاحقر و عبده الراجى در گوشه و كنار طومار بود . « 2 » او بالاخره در دورهء هفتم مجلس به سمت نمايندگى مجلس شوراى ملى انتخاب شد و تا دورهء سيزدهم همين سمت را كسب مىنمود . شهريور بيست ش . / سپتامبر 1941 م . پيش‌آمد و شاهى رفت و شاهى ديگر بر تخت نشست . و دبستانى هم به كرمان بازگشت و از تمام علائق دنيا به آبادى سرتخت - كه ملك آباء و اجدادى خانوادهء افشار در زرند است - اكتفا كرد و از پاىتخت چشم پوشيد ، تا در خرداد 1343 ش / مه 1964 م . در سنّ نود سالگى ، در تخت درگاهقلى بيگ سر به زير سنگ گور گذاشت . او سه بار تخت به تخت شده بود : سر همانجا نه كه باده خورده‌اى . . . * * * از افشار تا بختيارى چنان‌كه گفتيم خوانين افشار زرند و كوهبنان ديگر موقعيت سياسى و اجتماعى مهمى حاصل نكردند تا مشروطيت پا گرفت . اما افشار اقطاع غرب و جنوب كرمان ، غنجعلى خان رئيس ايل افشار بافت و راه‌بر بود كه پس از مدت‌ها توانسته بود ايل بيگى را از خانواده وزيرى انتزاع كند .

--> ( 1 ) - گويا اين طومار اكنون در دست نيست و به روايتى آن را در لگن آب با صابون شسته‌اند ! طومار را من در منزل افتخار السادات - كه خود مردى تاريخ‌دان بود - ديدم ، با حضور مرحوم حبيب يغمائى . ( 2 ) - رجوع شود به شرح‌حالى كه نگارنده در مرگ مرحوم دبستانى نوشت . ( مجلهء يغما ، سال 1344 ش / 1965 م ، ص 16 ) . عجيب آن‌كه مرحوم مجد نوابى ، در مجلس مرگ همين امين الاسلام درگاهى دبستانى ، قصيدهء عربى او را در خصوص حضرت على خواند ، كه هر نامسلمانى هم اقرار مىكرد كه هيچ مسلمانى در حقّ مولانا چنين ابيات باشكوهى نسروده است .