ملا محمد مومن كرمانى
125
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
مدّتى طولانى ، مقام ايلخانى افشار ، صورت انتصابى يافته و از طرف شاه تعيين شده ، و او ابو الحسن خان پسر آقا على وزير است « 1 » كه خود در بافت ، ملك و آبادى داشته ، و بعد از واقعه آقا محمد خانى ، سمت ايل بيگى افشار را يافته . و اين مقام سالها - شايد بيش از يك قرن - در خانهء آنها موروثى مانده . وزير ايل بيگى وزيرى مىنويسد : « . . . محمد على خان ، پسر مرحوم ابو الحسن خان - پسر آقا على - است . مادرش صبيهء حاجى اسد اللّه خان برادر مهتر ميرزا على اكبر قوام الملك شيرازى است . بيست و پنج سال متجاوز ، غالب اوقات ، عامل بلوك أقطاع و ارزويه و كوشك و صوغان و ايل افشار است . چون ايل افشار عمدهء ايلات كرمان است ، اكنون شش سال است كه حسب المنشور قضا دستور ، ملقّب به ايل بيگى است . در ارزويه و اقطاع ، علاوه بر املاك موروث ، مزارع متعدّده احداث كرده ، و املاك مرحوم ميرزا حسين وزير و املاك مرحوم على محمد خان را نيز - كه از اين سلسله بودند - به تغلّب و تقلّب تصرف كرده ، و چون مدتها در بلوك اقطاع و ارزويه « 2 » مباشر و عامل ديوان بوده
--> على اكبر خان گفت : قربان ، مرد پلنگ مىزند - نه تفنگ . شاه ، يكى از دهات كرمان را تيول اين دو برادر كرد ، و آنها را به « راهبر » بازگرداند ، اين آبادى به نام « ده ديوان » هنوز معروف است ، آن سردارى كه شاه به آنها بخشيده بود ، دكمههايش را به عنوان يادبود ، تا همين اواخر در خانهء اولاد نگاه داشته بودند . در بعض روايات ميان سنبل باجى و فاطمه خانم تخليط رخ داده است . ( 1 ) - مقصود آقا على وزير است كه از مشاوران آقا محمد خان بود و براى حمله به كرمان از آقا محمد خان دعوت كرد و مهمانى هم به آقا محمدخان داد . ( تاريخ كرمان ، چاپ سوم ، ص 75 ) . او جدّ احمد على خان وزيرى مؤلف تاريخ كرمان است . ( 2 ) - اين كلمه ارزو ( با ضمّ همزه ) يك كلمهء قديم فارسى آريائى است ، و به گمان من همان است كه در زبان يونانى اوريسا خوانده مىشده - به معنى برنج ( كه در فارسى ورنج و گرنج هم گفتهاند ، همچنين « وريسا » و « وريزه » هم نوشتهاند . حدس من اين است كه اسمگذارى آبادى -