ملا محمد مومن كرمانى

121

صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )

مير ميران با بيگتاش خان غرّان همراهى نكرد ) . عبد الرشيد دوم ابو الحسن خان كوهبنانى در مورد اين حادثه مىنويسد : « رضا قلى خان از كوهبنان به كرمان رفت و با مرتضى قلى خان و ساير بنى اعمام افشاريه اتفاق كرده ، تمكين از طايفه زنديه نكرده ، . . . عليمراد خان كوشكى به هواى رياست بناى سركشى گذاشت ، . . . رضا قلى خان به جهت دفع او جمعى را برداشته قلعه كوشك را محاصره كرد ، بعد از تسخير قلعه ، در حين داخل شدن به نارنج قلعه دفعتا چند تير خورده كشته شد . . . بعد از خبر كشته شدن رضا قلى خان . . . آقا محمد خان نوشتند كه مرتضى قلى خان در امر حكومت مستقرّ باشد ، و آقا عبد الرشيد پسر رضا قلى خان را فرمان لقب خانى داد « 1 » . . . شاهرخ خان پسر مرتضى قلى خان و حسنعلى بيگ برادرش در محاصره كرمان با آقا محمد خان همراهى كردند ، « 2 » و بعد از تسخير شهر هركس به خانه

--> - سلطانيه اشاره شده كه « اهالى كرمان و مرتضى قلى خان كرمانى حاكم ، و ملا عبد اللّه پيش‌نماز ، لطفعلى خان را ، با معدودى از اعمام و بنى اعمام ، و چند تن زنديهء بىسرانجام ، به كرمان برده ، سر به شورش و ياغيگرى برآوردند . . . » ( ملا عبد اللّه ، اين آخوند همان است كه به ملا عبد اللّه سگو معروف است به علت سنگسار كردن مشتاقعلى شاه اندكى قبل از حادثهء آقا محمد خانى . ) ( 1 ) - با اين حساب ، دو تا عبد الرشيد خان در اين خانواده داريم - يكى پسر عليم خان ، بنى عم شاهرخ خان ، و يكى آقا عبد الرشيد - نوه شاهرخ خان . ( 2 ) - قراء معروف كوشك صوغان رودبار - كه همهء آن بلوك به آن اسم ناميده مىشود و در تواريخ كرمان آن را كوشك شيرويه نوشته‌اند قلعه محكمى بر بالاى تلى كه تقريبا 50 ذرع ارتفاع آن است دارد . آبش از چشمه‌اى است كه از شكاف كوهى بيرون مىآيد . » ( تاريخ وزيرى ) . صوغان بر وزن چوگان ، بايد از نوع تركيب چوگان باشد ( تنگ چوگان در فارس ) . تبديل حرف چ و ش به يكديگر و تبديل اين دو در تركيبات بعد از اسلام به « ص » ديده شده است ( صين - چين ) ، به عقيدهء من شيخ عمر شوگانى كه ابو سعيد ابو الخير از او نام مىبرد منسوب به چنين جائى بوده است . ( اسرار التوحيد ، چاپ دكتر صفا ، ص 189 ) . شايد صغانيان كه -