ملا محمد مومن كرمانى
114
صحيفة الارشاد ( تاريخ افشار كرمان - پايان كار صفويه ) ( فارسى )
محاصره آنجا هدف گلوله تفنگ بهاباديان گرديده ، مصطبهكش خمخانه هلاك گشت . . . » چوب بر جان كلانتر در اين وقت خدا مراد خان در يزد بود - با شايعه قتل شاهرخ خان ، حكومت كرمان به اسم خدا مراد خان زند صادر و از يزد متوجه كرمان شد . البته ميرزا اسمعيل كلانتر را نيز به جرم همكارى با شاهرخ خان ، وقتى به سال 1174 ه / 1761 م . خان به يزد بازگشت « . . . در تابش آفتاب ، به فلك بركشيدند ، و به تقديم ضربى مستوفى - كه كلانتر از آن ضربى درباره مجرمى - تاكنون - به تقديم نرسيده بود ، صفحه رخسار او را از اشك ، مجراى كواكب ساختند . . . » « 1 » ابو الحسن خان كوهبنانى ، در خصوص مرگ شاهرخ خان مىنويسد : « حكم در يورش به ميان قلعه نمود كه تاخت و تاراج و قتل و غارت كنند ، و خود بر منجنيقى كه درست كرده بودند از بيرون قلعه بالا رفت كه تماشا كند ، غافل از آه درماندگان ، كه يكباره از جان مأيوس شده . . . در اين حال تير دعا به اجابت رسيده ، تيرى از تفنگ غيبى بر پاى او آمد ، از فراز منجنيق غرور به نشيب قرار گرفت . فورا او را در تخت روان نشانيده ، به جز خواص او كسى اطلاع پيدا نكرد ، ولى فرمان دست كشيدن از تسخير و تاراج قلعه داده حكم كوچ كرد . روز ديگر وارد كوهبنان شد ، روز سيّم فوت شد ، باز هم قشون به فوت او مطلع نشده ، تا اينكه او را حركت داده به طوغورلجرد « 2 » - كه ما بين زرند و كوهبنان است و مكان خوش آبو هوايى است ، كه مسكن أقرباى او و طوايف افشار بود - برده ، دفن كردند . وزيرى مىنويسد به گلوله تفنگچى بافقى كشته شد .
--> ( 1 ) - جامع جعفرى ، ص 416 . ( 2 ) - طغرلجرد نويسند . و مردم « طغراچه » گويند .