اقبال يغمايى ( گردآورنده )

20

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )

سيد جمال نيز وقتى شوق و بيتابى روزافزون مردم را به شنيدن سخنان خود درمىيافت در زبان‌آورى دليرتر و گستاخ‌تر مىشد چنان كه غالبا در دل شنوندگان بيم مىافتاد كه مبادا دولتيان دهانش را بدوزند يا در خفا معدومش كنند . روزى وقتى مستمعان يكسره چشم به دهان او دوخته بودند و خويش را فراموش كرده بودند ناگهان صدايش را بلند كرد و گفت : « اى مردم ، اى كسانى كه كار خود را رها كرده‌ايد و در اينجا جمع آمده‌ايد ، مىدانيد در اين شوريده‌حالى به چه چيز بيش از ديگر چيزها نياز داريد ؟ » از كسى آوازى برنيامد . سيد خروشيد و گفت : « به شما بىخبران تن به خوارى و ستم سپردگان مىگويم ، جواب بدهيد ، مىدانيد در اين روزگار وانفسا به چه چيز بيش از ديگر چيزها احتياج داريد ؟ » گروهى گفتند : دين ، جمعى آواز دادند : دانش ؛ و عدهء ديگر نيز چيزهاى ديگر گفتند . سيد برايشان نهيب زد كه : چقدر ساده‌لوحيد ، چقدر غافليد ، چقدر از كاروان تمدن دور افتاده‌ايد ، اينها كه گفتيد البته همه خوبست اما واجب‌تر از اينها براى ما « قانون » است . فهميديد چه گفتم ؟ باز مىگويم : قانون . چند لحظه دربارهء قانون فكر كنيد شايد بفهميد چه فايده دارد . سيد پس از اينكه دمى چند شنوندگان را به انديشيدن واداشت گفت : « حالا كه فهميديد بگوييد براى جامعهء ما چه چيزى واجبتر از همه چيز است ؟ » مستمعان هم‌آواز با صداى بلند گفتند : قانون . واعظ گفت : من به اين‌طور جواب دادن قانع نمىشوم . زن و مرد بايد باهم بگوييد و چنان بلند بگوييد كه صدايتان به گوش آنهايى كه بايد برسد ، برسد . زن و مرد فرياد كشيدند : قانون . آنگاه سيد گفت : « دوبار هم آن‌طور كه من كلمهء قانون را تلفظ مىكنم بگوييد تا در ذهنتان بهتر نقش ببندد . بگوييد : قاف الف قا ، نون و واو پيش نون . . . قانون . همهء شنوندگان به شيوه‌اى چنان كه سيد فرموده بود كلمه قانون را هيجى كردند . آنگاه واعظ دلير معنى و فوائد قانون را با كلمات و جملات ساده و همه