اقبال يغمايى ( گردآورنده )
2
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )
درآمد . ديرى نگذشت مورد توجه مدرسان بزرگ قرار گرفت ، و ميان ديگر طالبان علم به تيزفهمى و زبانآورى معروف شد . چهار سال پس از ورود به اصفهان مريم دختر ميرزا حسن باقر خان را كه از خانوادهء سراج الملك بود به زنى گرفت . اندكاندك با برخى از علما و بزرگان و كسانى از طبقات مختلف آشنا شد . دوستان سيد چون از خانوادههاى مختلف برخاسته بودند لاجرم عقايد و افكار و آراى متفاوت داشتند . او بيشتر با كسانى مىجوشيد و دمخور بود كه آيندهنگر و روشنانديش و بيزار از تعصب بودند ، آنان هرزمان فرصت مىيافتند در خانهء يكى به خلوت مىنشستند . در به روى ناآشنايان مىبستند و از مسائل سياسى و اجتماعى گفتگو مىكردند . نزديكترين دوستان و آشنايان او حاج ميرزا نصر الله بهشتى - ملك المتكلمين 3 - ، شيخ احمد مجد الاسلام كرمانى 4 ، حاج فاتح الملك ، ميرزا سيد علينقى خان صاحبمنصب نظام ، ميرزا احمد علم ، حاج سيد على جنابزاده اصفهانى بودند ، كه همه مردمانى ژرفنگر ، روشن بين ، مردمدوست ، باايمان ، وطنپرست بودند ، و پيش از آنكه در انديشهء راحت و بهبود امور شخصى باشند به آسايش مردم و رهانيدنشان از چنگ استبداد و ستمگرى مىانديشيدند و مىكوشيدند . اينان انجمنى به نام انجمن ترقى تشكيل دادند و تصميم كردند كه با كوشش تمام با بيدادگران به مبارزه برخيزند و در كار بيدارى و آمادگى مردم براى دست يافتن به حقوق اجتماعى خويش از باختن جان پروا نكنند . چون بيشترشان روشنبين و بيداردل بودند و زبانآور ، بر آن شدند براى رسيدن به هدف ، به جاى اينكه مانند روضهخوانان بىمايه مردم را به شنيدن گفته - هاى سست و مردمفريب ، سرگرم بدارند و وادار به گريستن كنند دربارهء حقوق اجتماعيشان سخن بگويند . اين مطالب كه مستمعان هرگز از زبان روضهخوانان و ديگر واعظان نشنيده بودند در نظرشان جالب و سودمند آمد . هرروز مردم گروه گروه در مجالس وعظ سيد جمال و ميرزا نصر الله بهشتى - اعضاى برجسته انجمن ترقى - مىنشستند ، سخنهاى بديع و نو مىشنيدند و همت و جرأتى تازه مىيافتند .