اقبال يغمايى ( گردآورنده )

154

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )

خود بسازيد هيچ ملاحظه نداريد مگر اينكه اين بنا در علم بنائى كامل و با سررشته و متدين باشد . ديگر هيچ ملاحظه نمىكنيد كه اين بنا پسر كيست يا دولت‌مند است يا شاهزاده است يا سيد است . همين قسم نجار بخواهيد كه يك درب براى خانهء شما بسازد فقط چيزى را كه منظورنظر شما است اينكه اين نجار خوش‌دست‌وپنجه و با سليقه و استاد و متدين در كار خودش باشد . يعنى متقلب نباشد و قس على هذا ساير مشاغل و كارها . همين قسم هم بايد شما وقتى كه مىخواهيد يك نفر حاكم براى فلان شهر تعيين كنيد بايد تمام نظر اولياى دولت و امناى ملت مقصور بر اين باشد كه اين شخص حاكم لايق حكومت و فرمانفرمايى و اداره كردن يك ايالت را داشته باشد به اين معنى كه از طفوليت ابتدا علومى كه متعلق به حكومت است مثل علم حقوق و علوم سياسى و غيره را به ترتيب صحيح خوانده باشد و از مدارس مختصه به اين علوم ديپلم داشته باشد و بعد از آن عمر خودش را صرف خدمت به دولت و ملت كرده باشد ، و مدتها كدخدائى و كلانترى و داروغگى كرده باشد ، و از مقام كدخدايى بواسطهء حسن كفايت و صداقت و درستى اندك‌اندك ترقى كرده باشد ، كه فعلا شايستهء حكومت فلان ايالت بزرگ مثل فارس يا آذربايجان را مثلا داشته باشد . و علاوه بايد داراى اخلاق حسنه باشد و عارى از صفات رذيله باشد . همين قسم از براى سرتيپى يا امير پنجه يا سردارى بايد كسى را انتخاب كنند كه در مدارس نظامى سالها علم نظام را تكميل كرده باشد و بعد از سربازى بتدريج به حسب حسن خدمت و صداقت ترقى كرده باشد تا مقام سردارى فايض شود . اما چه كنم كه در ايران ما آنچه ملاحظه نمىشود علم و دانش و لياقت و قابليت و قدمت خدمت و صداقت است . مكرر ديده شده است يك نفر تاجر حاجى - زاده يا يك نفر رعيت‌زادهء از همه چيز بىخبر پيشكشى مىدهد و سرتيپ مىشود ، يا مير - پنجه مىشود . ايها الناس ، تمام خرابى مملكت ما از همين مطلب است كه منصب را به غير اهلش مىدهند . در تمام روى زمين رسم است از براى كار آدم تحصيل مىكنند اما در ايران ما از براى آدم كار پيدا مىكنند . به اين معنى كه در تمام عالم مثلا مىگويند هندوستان موعد فرمانفرماييش سرآمده است بايد يك نفر فرمانفرما از برايش تعيين كرد ، تفحص مىكنند در ميان مردمان كارى مملكت تا يك نفر را كه از همه جهت قابل است از حيث علم و آگاهى و پلتيك بين الدول و حقوق بين الملل پيدا مىكنند و مدتها مشورت مىكنند ، اگر اكثر آراء بر لياقت آن شخص متفق شد آن‌وقت فرمان حكومتش را مىنويسند . اما در مملكت ما از براى آدم كار پيدا مىكنند مىگويند برادر فلان بيكار است يا پسر فلان بيكار است يا فلان اميرزاده با وجود پيشكشى كه مىدهد بيكار است بايد يك كارى براى او پيدا كرد . خواه اين شاهزاده يا اميرزاده قابليت آن شغل را داشته باشد يا نداشته باشد . و اين حكم صريح قرآن است « هَلْ يَسْتَوِي الَّذِينَ يَعْلَمُونَ وَ الَّذِينَ لا يَعْلَمُونَ » . « 1 »

--> ( 1 ) - آيهء نهم از سورة الزمر ، سوره 39 .