اقبال يغمايى ( گردآورنده )

120

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )

مثلا كه سادات چون اولاد پيغمبرند و پيغمبر هم كه شخص اول عالم امكان است و اشرف مخلوقات است و خاتم انبياء است پس خوب بود سادات را سياست نكنند ، و سادات به جهنم نروند ، ولى خدا براى اين‌كه ظاهر كند براى من و تو كه عادل است و قوم و خويشى با كسى ندارد ، شيخ صدوق رحمه اللّه مىفرمايد در كتاب عقايد عقيده ما شيعه در باب سادات اين است كه محسن آنها يعنى هركدام كه كار خوب بكنند خدا دو ثواب به آنها مىدهد و مسيئى آنها يعنى هركدام كه كار بد بكنند خدا دو عقاب به آنها مىكند كه ما بدانيم خدا بنايش بر عدالت است ، خدا به مساوات حكم مىكند . اما امنيت از مساوات بالاتر است . پيغمبر مى - فرمايد : نعمتان مجهولتان الصحة و الامان ، يعنى دو نعمت است كه مردم قدر آنها را نمىدانند يكى صحت ، مثلا اگر امروز يك تومان پيدا كند هزار مرتبه خدا را شكر مىكند ، اما صحت كه داريم قدرش را نمىدانيم . دويم امنيت يعنى انسان از جانش امنيت داشته باشد ، از مالش امنيت داشته باشد ، از ناموسش امنيت داشته باشد . ايها الناس ، امنيت مراتب دارد يك مرتبه‌اش اين است كه ما الان در طهران داريم . الحمد للّه از بركت امام عصر و پادشاه اسلام ، به واسطهء وجود پادشاه است كه شبها در خانه‌مان آسوده مىخوابيم . پس ما كه پادشاه را دعا مىكنيم براى اين است . اما اين درجه دويم و سيم امنيت است . از اين بالاتر هم امنيت هست مثلا امروز اگر تو يك دشمن پيدا كنى يك نفر بر تو حسادت ببرد مثل فلان تاجر يا فلان كاسب بگويد كه چرا او اينقدر دولت دارد و من ندارم ، و فردا بيايد سر راه تو بدون مقدمه بزند در گوش تو ، مردم سئوال كنند چه كرده ، بگويد كفر گفته ؛ و تو هرچه فرياد كنى من كى كفر گفتم ، كسى گوش به حرف تو ندهد و بگويند بزنيد پدرسوخته را ، ديگر تو نمىتوانى در آن شهر زندگى كنى ، اين‌طور امنيت در مملكت ما نيست ، مثل ديگر ، اگر همسايهء تو غنى است و خانهء بزرگ دلش مىخواهد و مىخواهد خانهء تو را به زور ببرد صد تومان خرج مىكند خانهء تو را مىبرد تو از كجا مىتوانى ثابت كنى كه خانه مال من است پس امنيت تامه نداريم . امنيت تامه كى حاصل مىشود ؟ وقتى كه از روى قرآن عمل كنيم ، هرقدر از روى قرآن بيشتر عمل كنيم مملكت ما آباد مىشود ، هرقدر كمتر عمل كنيم مملكت خراب مى - شود ، دولت و ثروت ما مىرود ؛ عزت و دستگاه ما تمام مىشود . اگر از روى قرآن عمل كنيم فرنگى نمىتواند مال ما را ببرد ، از فرنگى نمىترسيم بلكه او از ما مىترسد . مثل صدر اسلام ، محتاج به فرنگى نمىشويم ، بلكه او محتاج به ما مىشود ، دنيا و آخرت‌مان آباد مىشود . چندين سال بود بواسطهء ظلم و استبداد ، و بواسطهء آنكه كار دست حاكم و وزير بود هرچه آن مىگفت همان بود ، احكام قرآن دو قسمت شده بود عبادات و معاملات و سياسات و حدود و ديات را دور انداخته بوديم و گذاشته بوديم طاقچه ، و خيال مىكرديم پيغمبر اينها را ديگر اعتنا نكرده . آيهء إِنَّ اللَّهَ يَأْمُرُ بِالْعَدْلِ وَ الْإِحْسانِ « 1 » را مىخوانديم در قرآن و ملتفت

--> ( 1 ) - آيهء 90 از سورة النحل سورهء 16 .