اقبال يغمايى ( گردآورنده )

113

شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )

بىحاصل‌تر ، و از وصول به درجات عاليه محروم ، و از تمام لوازم معاش بىنصيب مىگردند . مثل مملكت ما كه ايران بوده باشد . ايها الناس ، الحمد للّه شماها كه اينجا حاضريد اغلبتان يا همه‌تان از من بهتر مىدانيد و تاريخ خوانده‌ايد . هزار سال قبل اين ايران ما چه حالتى داشت مملكت ايران وسعت خاكش چه‌قدر بود ؛ سرحداتش كجا بود ؛ دولت ايران چه اندازه‌اى بود ؛ دستگاه ايرانيان چه وضع بود . آيا تصور مىكنيد كه اين ايران به همين وضع حاليه بود ؟ البته همه مىدانيد كه مملكت ايران اقلا ده برابر حاليه بود . اين قفقازيه كه الان به تصرف روسها است از ايران بود ؛ افغانستان جزو ايران بود ؛ تركستان و ارمنستان جزو ايران بود ؛ مصر جزو ايران بود ، در ايران چه مردها بودند ؛ صاحب علوم و صنايع بودند ؛ داراى حرف و بدايع بودند ؛ از روى انصاف و مروت نگاه كنيد كه ما خود را انسان مىخوانيم و بايد نسبت به هزار سال قبل صد مرتبه ترقى كرده باشيم . بالعكس هزار مرتبه تنزل كرده‌ايم . جمعيتمان ده مرتبه كمتر شده ؛ در همين ايران در سوابق زمان به تخمين فرنگيان سيصد كرور جمعيت داشت . اما فعلا از قرارى كه معروف است مى - گويند سى كرور ، و اين عده را هم مطابق حدس و تخمين معين كرده‌اند و به تحقيق معلوم نيست چونكه اين هم علم لازم دارد ، و در ممالكى كه اهل تمدن و علم هستند اين قانون مجرى است ، يعنى عدد رؤس هرقريه و هرشهرى معلوم و ثبت مخصوصى دارد ، و جمعيت آن شهر و مملكت را همه مىدانند چقدر است ، به واسطهء آنكه هربچه‌ئى كه از مادر متولد شود بايد صبح به ادارهء بلديه خبر بدهند كه ديشب در خانهء فلان ، كه در كوچهء فلان ، در فلان نمره منزل دارد ، زن فلان شخص يك اولاد پيدا كرد به اين اسم و اين رسم . رئيس بلديه هم اسم او را در دفتر بلديه ثبت مىكند و يك تعرفه براى او مىفرستد به اسم « تعرفهء ولادت » . و اگر به رياست بلديه اطلاع ندهند و تعرفه براى او صادر نكنند پدر و مادر او مقصر دولت خواهند بود . بعد وقتى كه طفل به حد بلوغ رسيد باز بايد به رياست بلديه اطلاع بدهند و يك تعرفهء ديگر براى او صادر كنند به اسم « تعرفهء شخصى » ؛ يعنى اين شخص جزو مردمان رسمى مملكت گشته و اگر بدون تعرفهء شخصى بعد از سن بلوغ در خيابان و بازار بخواهد عبور كند پليس از او ممانعت مىنمايد . و هكذا ، هركس بميرد بايد به رياست بلديه اطلاع بدهند كه فلان شخص از مرض فلان مرد ، و بايد يك تعرفه هم از دكترى كه او را معالجه مىكرد بگيرند ، و به رياست بلديه ارائه دهند كه معلوم گردد به واسطهء مرض مرده يا كسى او را مسموم نكرده و نكشته ؛ بعد اسم او را از ثبت بلديه خارج مىكنند . بقيهء مواعظ آقاى سيد جمال الدين در فوائد عدل و مضار ظلم از نمرهء 3 « 1 » پس هميشه در هرشهرى و هرمملكتى از ممالك متمدنه عدد نفوس و تعداد رؤس اهل

--> ( 1 ) - از شمارهء 4 مورخ پنج‌شنبه بيستم صفر 1325 ، ستون اول و نيمى از ستون دوم صفحهء اول اين شماره كه دربارهء اهميت معارف و تمجيد از مخبر السلطنه وزير معارف ، و نوشتهء صاحب‌امتياز روزنامه است حذف شد .