اقبال يغمايى ( گردآورنده )
83
شهيد راه آزادى سيد جمال واعظ اصفهانى ( فارسى )
ننگ دودمان قاجاريه به شمشير مسعود تصفيه شود . اگر دستگيرى حضرات راست باشد نه خسرو گذارم نه خسروپرست . » ظل السلطان را بروز حوادث ناگوار چنان نگران كرد كه ناچار به سفر اروپا رفت . پس از فتح تهران به دست مجاهدان كه يكى دو روز پيش از عزل محمد على شاه از سلطنت روى داد دولتيان وى را از وين احضار كردند تا بار دگر حكومت فارس به دو سپارند . شاهزادهء برگشته بخت به ايران وارد شد ، اما همين كه به منجيل رسيد جمعى از مجاهدان وى را دستگير و بپرداخت سيصد هزار تومان جريمه محكوم كردند . ظل السلطان براى رهايى خويش صد هزار تومان نقد پرداخت و اداى بقيه را بدين مضمون سند سپرد : « مبلغ دويست هزار تومان رايج خزانه كه نصف او يك صد هزار تومان باشد از مال خالص دولت عليهء ايران بر ذمهء اينجانب مسعود بن ناصر الدين شاه سعيد شهيد نور الله مضجعه ثابت و لازم است كه مبلغ مزبور را به وعدهء چهار ماهه در چهار قسط از قرار شرح ذيل كه نوشته شده در وجه اولياى دولت عليه كارسازى داشته : چهارم شوال ، چهارم ذىقعده ، چهارم ذى - حجه ، چهارم محرم ، و اين سند خود را دريافت نمايم . چنانچه در هرقسط از اقساط عذر و نكولى از طرف من شود اولياى دولت عليه حق دارند كه معادل مبلغ فوق از املاك شخصى و مخصوص من كه در اصفهان دارم ضبط كنند . براى من هيچ حرف شرعى و عرفى نخواهد ماند فى چهارم شهر رمضان 1327 محل مهر . » پس از تحمل اينهمه سختيها و ناهمواريها ، خوى تند و پرخشم ظل السلطان به نرمى و افتادگى گراييد ، روز نهم جمادى الاول سال 1334 قمرى ( 24 مارس 1916 ) در اثناى جنگ اول بين الملل كشتى انگليسى سيسكس sissex كه پسرش بهرام ميرزا در آن بود در درياى مانش به ضرب اژدر يك اژدرافكن آلمانى شكسته شد و به اعماق دريا فرورفت و بهرام ميرزا با جمعى از سرنشينان كشتى غرقه شدند . تلف شدن اين پسر پدرش را چنان دلشكسته و رنجور كرد كه بر اثر اندوه بسيار روز 22 رمضان سال 1336 قمرى درگذشت و جسدش به مشهد حضرت رضا انتقال يافت . ( 8 ) - شيخ محمد تقى : از مردم ايوانكى ، مردى وارسته و ديندار و دانشور بود . دو پسر داشت : شيخ محمد باقر و شيخ محمد حسين . اين دو هردو دانا و پارسا و از بزرگان شيعه بودند . برادر بزرگ كتاب معروف و معتبر الهدايه را نوشت ، و شيخ محمد حسين برادر كوچك كتاب مشهور الفصول را . فرزندان شيخ محمد حسين پس از مرگ پدرشان كه در اصفهان رياست دينى داشت ، راه پدر را رها كردند ؛ درويشى و گمنامى را برگزيدند و فقر و انزوا را بر مهترى و نامورى ترجيح نهادند ؛ اما پسران محمد باقر راه پدر را پيش گرفتند . ميان آنان شيخ محمد تقى به بيشىطلبى و شهرتجويى ميل و شوق بيشتر داشت و بسيار نپاييد كه در اصفهان نفوذ بسيار يافت . چون بر اين عقيدت بود كه بزرگى و شهرت بىثروت و مال به كمال نمىرسد در انديشهء اندوختن ملك و دولت برآمد و براى رسيدن به اين مراد از هيچ دسيسه و فتنهانگيزى و زشتكارى فروگذار نكرد .