ناصر الدين شاه قاجار

66

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

دست چپ جلگه طولانى بود تا چشم كار مىكرد . در اين جلگه آهو هم بوده است . امروز ديده بودند . اين جلگه را زيبرى مىگويند طرف دست راست جاده ملك ، سامان سنجابى است . سمت دست چپ جاده سامان كلهر [ است ] اين صحرا بوته و گون زياد دارد . رانديم رانديم ، تا نزديك به گردنه نعل‌شكن شديم . سوار اسب شده ، رفتم به ناهارگاه حرم تازه آمده بودند به آفتاب‌گردانچى ، كج‌خلقى شد . به خواجه‌ها گفتم او را زدند . كه چرا اينقدر دور آفتاب گردان مىزند . قدرى كج‌خلقى كرده ، رفتم . در راه ديدم قازالاقى افتاده پرميزند . اشاره كردم آقا على ، آمد برداشت ، به من داد . قدرى در دستم بود بعد انداختم دور . مىدانم ناخوش بود ، يا چه بود ، بعد از كوه نعل‌شكن بالا رفتم از بيراهه راه را رفته بودند . كالسكه رفت . سرگردنه كبك زيادى بود . باز جنگل بلوط ، بادام ، و بوته زياد داشت . يك كبك هم اين‌جا زدم . بعد از راه سنگى بدى رفتم پائين . معيّر زير گردنه ، ناهار مىخورد . سوار كالسكه شده رانديم . اول ، دهى كه پيدا شد ، كريم‌آباد بود . جزء جلگه هارون‌آباد است . مال محمد حسن خان كلهر است . الى يك فرسنگ هرده ماهور بود . بعد باز جلگه مىشود اما طرف دست چپ رانديم تا به دماغه كوهى رسيديم . كه در طرف دست راست بود . از تهران الى اين دماغهء كوه همه‌جا رو به جنوب مىآمديم . از اين‌رو ما بين شمال و مغرب رفتم . همه‌جا از دامنه اين كوه رانديم باقى اطراف جلگه است اما زياد وسعت ندارد . [ 311 ] تا رسيديم به دهى ، كه دامنه كوه بود . بىآب ، اسمش بدرئى [ است ] از اين‌جا مىرود هارون‌آباد اول كاروانسرائى است ، بعد هارون‌آباد [ است ] . بسيار بسيار كثيف بود . بعد عمارت قلعه [ اى ] محمد حسن خان كلهر ساخته است ، به هارون‌آباد نرسيده فوج كلهر و سواره كلهر ايستاده بودند . ديدم ، آقا سيد صادق را با چاووش در تخت ديديم . چاووش مىخواند . بعد از ديدن فوج ، همه‌جا دواندم . از بس كثيف بود ، ده و . . . وقت هم تنگ بود يك ساعت به غروب مانده بود . رودخانه [ اى ] مىآيد اسمش رودخانه هارون‌آباد [ است ] منبعش از سراب سر نور نزديك قلعهء زنجير مىآيد . خلاصه وارد منزل شديم . چادر را لب رودخانه زده‌اند . زمين چمن است . اما زرد شده ، حرم بسيار دير آمد . قند و پيشكش . . . خرما و . . . و . . . بود حرم آمد تقسيم كردند . قدرى هندوانه به تعجيل خوردم . شب مردانه شد بعد از شام . بعد خوابيدم Bolande . دهاتى كه در جلگه ماهىدشت بود طرف دست راست