ناصر الدين شاه قاجار

56

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

محمد على ميرزا با ريش بلند ، روى تخت حشمت الدوله ، پسرش در مقابل ايستاده ، يك پسر كوچك ديگر در عقب ايستاده ، خود آغا غنى هم با هيئت كريهى در جلو ايستاده ، و اين اشكال را از بس بد ساخته‌اند ، بخصوص در مقابل اين نوع حجّارىها آدم قىاش مىآيد . و از بس بد است ، و نمود ندارد روى حجارى را رنگ‌آميزى كرده‌اند . رنگ‌هاى بد ، الحق طاق را ضايع كرده است . مقابل اين شكارگاه خوك ، حجارى ديگر كرده‌اند ، جرگه شكارگاه مرال است در اينجا پادشاه سوار ايستاده است چتر « 1 » بزرگى بالاى سرش نگاه داشته‌اند . [ 300 ] ساير مردم شكار مىكنند و مرال مىدوانند . جرگه‌چىها اين جا سوار اسب و شتر هستند . و كشته‌هاى مرال را به شتر بار كرده‌اند . بعضى از اين اشكال ناتمام است ، كه از قديم تمام نكرده‌اند . اطراف اين اشكال گل بوته‌هاى بسيار خوب درآورده‌اند . از هر جور ، بخصوص جلو ايوان را منبت‌كارى بسيار خوبى كرده‌اند . بخصوص گل باز و غنچه گل كوكب ، درآورده‌اند ، بسيار بسيار بسيار اعلا . بالاى ايوان اين طرف ، آنطرف هر طرفى ملائكه‌اى است ، درآورده‌اند « 2 » . يك ملائكه شكسته ، خيلى خراب شده است . ملائكه طرف ديگر هست . عيبى ندارد بسيار بسيار ، بسيار خوب حجّارى شده است . بالاى ايوان هلالى از سنگ درآورده‌اند . علامت و نشانى است كه آن زمان بوده است . پله [ اى ] از سنگ ساخته‌اند ، كه بالا مىرود . اما بالاى پله رفتن اشكالى دارد . حالا چند نفره كوه كمررو ، كه در بيستون شب [ و ] روز بالا آتش روشن كردند . اين‌جا آمدند از اين پله‌ها و كمرها و جاهاى صاف ، مثل بزكوهى بلكه بهتر رفتند [ و ] آمدند بسيار بسيار عجيب بود . بعد از اين ايوان ، ايوان ديگرى است كوچك‌تر از اين ، شكل دو نفر ديگر آنجا حجارى شده است . نه به خوبى حجارى طاق اول مىگويند . شاپور و نرسى است . الله اعلم و خطوط پهلوى هم كنده شده است ترجمه كرده بودند پيش عماد الدوله بود . به عينها نقل مىشود اينجا : اين كه صورتش اين‌جا هست بهترين پرستاران هرمز است . شاه شاهان شاپور ، اصل پادشاه ايران و عراق عرب است . خداى خدايان ، پسر پرستاران مذهب هرمز بهترين پادشاهان هرمزيان و از اين شاخ آسمانى

--> ( 1 ) . اصل : چطر ( 2 ) . يعنى حجارى كرده‌اند .