ناصر الدين شاه قاجار

26

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

دبير الملك ، معير و . . . صحبت‌كنان رفتيم . مجد الدوله به دهاتش نرفت . آمديم به قريه و باغ شورين جمعيت زيادى بود . از رعايا وزن زياد مرد در توى ده شورين ، حسنعلى خان گروسى را ديدم . چند روز بود كه از گروس آمده بود . شورين بوده است . رفتم باغ بالاى سر در ناهار « 1 » خورديم . باغ بزرگ خوبى است . وقتى كه 12 سال قبل از اين . . . سلطانيه و آذربايجان و . . . مىرفتم در شورين منزل كرده بوديم آنوقت‌ها به خاطرم آمد [ 270 ] پيشخدمتها همه سردارى مفتول‌دوزى پوشيده بودند . حاجى ميرزا على مقدس پيدا شد . مىگفت : همه‌جا عقب اردو بودم . قدرى به حاجى خنديدم . بعد سردارى الماس پوشيده ، جقه گذاشته شد . پياده ، از باغ خيلى راه رفتم . تا از درى [ كه ] وسط باغ باز كرده بودند ، سوار شديم . با خسرو ميرزاى كور . صحبت‌كنان پياده در باغ مىرفتيم . ريش خسرو ميرزا بعينها سرهنگ سنجابى شده است . محمد مهدى ميرزا پسر مؤيد الدوله و . . . آمده بودند . خلاصه سوار شده رانديم همه‌جا با معير الممالك يحيى خان ، صحبت مىكرديم مستقبلين زيادى آمده بودند . همدان خيلى جمعيت دارد . بعضى كلاه بلندها ديده مىشد [ ند ] خيلى عجيب بودند . . بسيار خنده داشتند . همه‌جا با ازدحام و مردم زياد . همين‌طور آمديم تا رسيديم به بالاى تپه [ اى ] كه قزل ارسلان از قديم آنجا ساخته بوده است . مشرف است به كل شهر همدان . آنجا ايستاديم . تماشا كرديم . خيلى تپه باصفائى است . جاى دوربين است . در راه سالار و اولاد شيخ على ميرزا و اولاد جهانگير ميرزا محمود ميرزا و . . . علما و . . . و . . . از باغ شورين كه در آمدم شاطرباشى بزرگ ، اسحق خان پيشخدمت ، ميرزا بزرگ خان كارپرداز سابق بغداد ، از تهران آمده بودند . ملاحظه شدند . خلاصه بعد از اندكى مكث در روى تپه رفتم . از كنار شهر همه‌جا تا رسيديم ، به قلعه محمد على ميرزاى مرحوم ، كه حالا خراب است . چادرهاى حرم توى حلقه است . مردم متفرقه ، افتاده‌اند ، درياچه بزرگى جلو چادر ما است اما آب نمىآيد . گفته‌ايم آب بيندازند . اما حوض پرآب است . در شورين محمد على خان مىگفت ديروز خيلى جلو آمدم . در صحرا آهو دواندم ، يك آهو را خسته كردم . خوابيد . يك سوارى ، آمد گرفت . بعد سليم ، سياه والدهء شاه با سوار زياد آمدند قمه [ و ] قداره كشيده ، سليم

--> ( 1 ) . اصل : نهار