ناصر الدين شاه قاجار

17

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

كج‌خلق شد . قدرى دراز كشيدم يك ارقالى قوچ بزرگ فتحعلى خان بغدادى فرستاده بود . در مزلقان چاى زده بودند . خلاصه شب شد سرشام هم كج خلق شدم بعد خوابيدم « 1 » . امروز زن جان محمد خان و زن دائى انيس الدوله اندرون آمده بودند . زن جان محمد خان زن ترك بيمزهء بدگلى بود . روز شنبه پنجم [ رجب ] امروز بايد به شاهسون كندى رفت چهار فرسنگ سنگين است . صبح زود سوار كالسكه شده ، رانديم علماى شهر ساوه را آورده بودند . با عبد الله خان خلج و غيره ملاحظه شدند . بعد رانديم . امروزه دو راه است ، يكى از نزديكى شهر ساوه دست چپ كه بنه و مردم همه از آن راه مىروند . راه كالسكه از بالا ، دست راست بود راه خلوتى بود ، صحرا . راه كالسكه هم خوب بود . قدرى راه رفتند از محاذى رحمان‌آباد گذشته ، يعنى يك فرسنگ بيشتر دهى دست راست سر راه پيدا شد . اسمش تحقيق شد « نور على بيگ » بود تيول فخر الدوله است . در اين بين سوارى عجيب از دست چپ پيدا شد . معلوم شد حكيم الممالك است ، آمد ، قدرى صحبت شد فرستادم ، بالاى نور على بيگ سرقنات را [ 262 ] . ببيند « 2 » كه آب چطور است . آمد گفت بىعيب است . رفتنم سرقنات به ناهار افتاديم يحيى خان و . . . بودند آب به قدر يك سنگ بيشتر مىآمد . صاف ، گوارا اين آب به شهر ساوه ميرود . آسياب زيادى سر راه قنات ساخته بودند . بعد سوار شده رانديم از سوعانلق گذشتيم دهى است . اين هم تيول فخر الدوله است . هيئت ارضى : صحراى صاف بوته‌زارى است ، گاهى پست و بلند است . اما راه كالسكه بسيار خوب است . دست راست كوه‌هاى كوچك هست . به فاصله دو فرسنگ كمتر بيشتر ، طرف دست چپ هم هرده‌هورده و . . . مىرسد به فاصله دو فرسنگ يك فرسنگ ، دهات كه در دامنهء دست راست دبده شد سليمجرد ، باغ شاه ، خلاصه رانديم ، رسيديم به كالسكه‌هاى حرم ازباشى غلام‌بچه گفتم ، پرسيدند كه حرم ناهار نخورده‌اند گفت : خير . معلوم شد كه آفتاب‌گردان‌چى از اين راه نيامده ، از راه بنه « 3 » رفته ناهار حرم را ، هم برده‌اند ، آن‌جا به آقا ابراهيم گفتم حرم را ببرد ،

--> ( 1 ) . خابيدم ( 2 ) . اصل : ببيند ( 3 ) . اصل : بنهار