ناصر الدين شاه قاجار

10

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

نايب است . وارد شديم همه عمارت سر درها باغ ديوار و . . . همه را در كمال خوبى تعمير كرده بودند . بسيار خوشم آمد . در باغ زير نارون ناهار خورديم . طولوزون روزنامه خواند « 1 » بسيار كسل بود . از شكست فرانسه‌ها بعد آمده در حوض خانه [ اى ] كه تازه ساخته است ، ابراهيم خان ، قدرى [ 256 ] دراز كشيدم . عرفانچى روزنامه خواند موچول خان ، عكاس‌باشى ، آقا وجيه ، سياچىمياچى ، محمد على خان بودند انگور خوبى داشت . آدران ، خورديم . آقا دائى ، امين السلطان و . . . بودند . امروز روى بار سياه « 2 » كوچكى روى بار قاطر بود . بسيار بامزه بود . گفتم آوردند . اسمش سنقر است كوچك است . مال يحيى خان بود . گفتيم « 3 » پيش ما باشد . ماديان كره كه اينجا بود آوردند ديديم . بسيار خوب بودند . در باغ موها غوره هم بود . دو ساعت به غروب مانده ، سوار كالسكه شده رو به جنوب رانديم . از آدران الى رباط كريم يك فرسنگ است . آدران در دست مراد است . مراد جولان‌بازى غريبى مىكرد . خلاصه وارد رباط كريم شديم . باغات زياد دارد كالسكهء داخل كوچه باغ كثيف ده و آبادى شد . چنان گردوخاكى شد كه آدم خفه مىشد . بسيار بد گذشت تا وارد شديم . به صحرا [ ى ] چسبيده به ده اردو تنگ هم افتاده بود . مال و آدم معركه بود . چادرها را توى باغى ، انگورستان ده زده بودند . بىحرف نبود . امروز به رباط نرسيده ، على كچل آمده بود . ملاحظه شد . خلاصه قرق شد . زنها آمدند . گربه‌ها بازى كردند . شب بعد از شام قرق شد پيشخدمت‌ها آمدند . از شهرىها هنوز اينجا هستند مثل امين حسين ، اديب الملك فريدون آقا ، خان نايب هم امروز در اين‌جا بود از اين‌جا رفت شهر . اما عنبر خواجه در شهر مانده است . ناخوش است بعد شب خوابيديم « 4 » شب و صبح بسيار سرد است . روز خيلى گرم . دهاتى كه امروز ديده شد ، دست راست و چپ خياوآباد [ متعلق به ] داماد حاجى على آقا محمد حسين ، سالو ايضا سلطان‌آباد خالصه ، خيرآباد آقا محمد ابراهيم تاجر ، اسماعيل‌آباد ،

--> ( 1 ) . اصل : خاند ( 2 ) . اصل : سياهى ( 3 ) . اصل : گوفتيم ( 4 ) . خابيديم