ناصر الدين شاه قاجار
4
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
بودند و گرفته بودند . من رفتم قصر فيروزه بسيار باصفا بود . اما آب كم بود عرفانچى روزنامه خواند . سياچى آهو را آورد . [ 252 ] آهوى بره ، امساله نر بسيار بسيار خوشكلى بود بسيار ذوق كرده ، به فال نيك گرفتيم عصرى رفتيم منزل . همه حرم آمده بودند ، در سلطنتآباد . اغلب حرم ناخوش شدند معصومه تب و نوبه و . . . و زاغى گلودرد شديد . شمس الدوله تب و نوبه ، باز هم ناخوش شدند . حاجى مهدى خواجه هم مدتى است ناخوش است . اما معصومه نقاهت و ناخوشى را حالا هم در دوشانتپه دارد . انشا الله خوب مىشود . همهمه « 1 » و بگيربگير غريبى است . امين السلطان - محمد على خان و . . . هنوز نيامدهاند شهر هستند . NOUCHAFRIN « 2 » شنبه بيست و يكم [ شهر جمادى الثانى ] در منزل بوديم مشغول امور . عصرى مستوفى الممالك و شاهزادهگان [ و ] وزراء . . . همه آمدند بالا به حضور ناصر الملك نمونههاى ملبوس طبقات مردم را دوخته آورد . ديديم خيلى ملبوسهاى خوب [ و ] عالى قشنگ دوخته بودند . شب شد خوابيديم . يكشنبه بيست و دوم [ جمادى الثانى ] در منزل مانديم امين حضور و . . . بودند عرفانچى آمد . مىگفت مهدعليا امروز با چاووش و غيره ، و چاووش هم زينب خوان « 3 » تكيه بود . آمدند ، به نظاميه عصمت الدوله زن معير ، پسر معير هم با كالسكه و يدك [ و ] چاووش و بيرق « 4 » سرخ غلام بچهها سوار خرهاى خوب ، خوشلباس [ بودند ] . و دستگاه زياد خواجهء سياه زغال از شهر مىآمدند به اردوى خودشان كه در سر نهر قنات است . با دوربين تماشا كردم زياد خنده و گريه داشت امروز سان ملتزمين ركاب قشون را نايب السلطنه و حسام السلطنه و نصرت الدوله در اردوى نظامى مىكنند كه در سرآسياب دولاب است . مادر نايب السلطنه هنوز در شهر است . كل حرم در اين سفر هستند . با والدهء شاه ، عزت الدوله و . . . جنگ فرنگستان هنوز تمام نيست . شهر پاريس الان در
--> ( 1 ) . اصل : هم همه ( 2 ) . نام بانوان حرم است كه در اكثر صفحات با لاتين نوشته شده است . ( 3 ) . اصل : خان ( 4 ) . اصل : بيدق