ناصر الدين شاه قاجار
پيشگفتار 9
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
همراه بردن گربهها چيزى ذكر نشده است . نام بسيارى از افراد در سفرنامهء چاپى حذف گرديده است . بهعنوان نمونه روز آخر سفر و ورود به تهران را از متن سفرنامهء چاپى كه ظاهرا در سال 1335 شمسى در تهران تجديد چاپ شده است مىآوريم تا خوانندگان خودشان آن را با متن اصلى كه به قلم خود نويسنده آمده است مقايسه كنند : « روز سهشنبه غرهء ذيحجه الحرام » الحمد لله تعالى خاتمهء ايام سفر و انتهاى زحمت است به تهران وارد مىشويم . صبح حمام رفتم ، بيرون آمده ، رخت پوشيدم ، پيشخدمتها حاضر بودند هوا اگرچه صاف بود ، باد سردى مىوزيد كه در تابش آفتاب حرارتى نبود ، به الاچيق رفته ناهار خورديم ، بعضى احكام هم كه به دبير الملك گفته بودم صادر كند ، فرستاده به مهر رسيد . . . » ( صفحه 271 متن چاپ سنگى در تهران ) اما با مقايسه اين دو متن به خوبى معلوم مىشود كه در آن روز چه غوغا و سروصدائى از گرانى و قحطى در تهران بلند بوده است ، همه زنها و مردها براى اعتراض آمده بودند ، حال به گزارش اين روز از زبان ناصر الدين شاه توجه كنيد : « از حضرت عبد العظيم الى ميدان عالىقاپوى ديوانخانه طهران آدم بود ، از طرفين راه ، هيچوقت همچه جمعيتى نديده بودم . زن و مرد زياد . گداى زياد از حد ، چه مال خود طهران چه از اطراف كه قحطى بود ، آمده اينجا ريختهاند ، محشرى بود و فرياد قال و مقال زياد بود ، زنهاى گداى سليطه زياد است . از گرانى نان و از دست وزير فريادى مىكردند . الى ديوانخانه به همين اوضاع مبتلا بوديم . » باملاحظه در اين سطور معلوم مىشود ، اوضاع آنچنان كه در سفرنامهء چاپى خيلى آرام و بىسروصدا بيان شده است ، نبوده بلكه قحطى كاملا رواج داشته و نان هم به دست مردم نمىرسيده و همگان فريادشان از گرسنگى و قحطى بلند بوده است . پس از بازگشت از اين سفر آنچنان كه معلوم است اوضاع كشور در غياب سلطان كاملا درهم ريخته بود كه شاه مجبور مىشود فورا به عزل و نصبهايى در كل اطرافيان خود بپردازد و ميرزا عيسى وزير تهران معزول مىگردد و به حبس انداخته مىشود . از همين نظر براى اطلاع بيشتر خوانندگان در حدود دو صفحه از وقايع بعد از سفر عتبات را كه به همين متن