ناصر الدين شاه قاجار
209
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
جاده متعارفى كه مىرود ، به ده ازنا ، و خالصهء ملاير [ و ] از آنجا ، به ديزآباد ، و سارو ، و سياوشان عراق ، كه راه قافله است . قدرى راه رفتيم . به ده جوراب خالصه رسيديم ، دست چپ بالاى ده ، به ناهار افتاديم . پيشخدمتها هم بودند . كوه دست چپ كه ذكر شد كه راه درّهاش به « ازناو » و . . . مىرود در مقابل همين ده جوراب دره و دربند ديگرى بهم مىرساند رو به شمال ، كه مىرود به ده ازنوله ، اربابى ، پروز ايضا جوزان قليچ خان مرحوم . [ 441 ] توسكن « 1 » عليا و سفلاى خالصه ، مانيزان ، اربابى . قجرآب ، كمرآب ، اين كوه را گرمكوه مىگويند . كه از دولتآباد ، كشيده الى بالاى جوراب . اطرافش سنگهاى سخت است . اما از پشت سر مىگويند راه دارد . كه بالاى اين كوه مىروند . و بالايش مسطح است . در بهار ، خيلى پرگل و گياه و باصفاست . شيخ الملك ، حاكم سابق ملاير ، در عهد خاقان مغفور ، سالى يكبار با عيال خودش ، بالاى اين كوه مىرفته است . چند شب مىمانده است [ و ] عيش مىكرده است . لالهء سرنگون زيادى در بهار ، مىگويند دارد . مغاره [ اى ] در اين كوه هست ، كه هر قدر ميانش مىروند ، به آخرش نمىرسند . با چراغ بايد بروند . از اين مغاره آبى مىچكد ، مثل قند روسى ، متحجر مىشود . و طعم تلخى دارد . شوخيتا توى چاى ريخته به مردم مىدهند . بلكه خود شخص برداشته توى چاى « 2 » مىريزد . بعد از خوردن مىفهمد ، قند نيست . خلاصه ، بعد از ناهار سوار كالسكه شده ، از توى ده جوراب رانديم . بنه و . . . راه را گرفته بود . راه هم تنگ بود . كالسكه به زحمت رفت . ميان ده ، تپه بلندى است روى آن تپهء قديم قلعه بوده است . بسيار محكم ، اما خراب كردهاند . حالا به جز ديوار خرابه در روى تپه ، چيزى نيست . زنهاى خوشگل بسيار ، در اين ده هست . باغات خوب دارد . از اينجا گذشته ، همهجا دست راست كوهاى نرم بلند است . به فاصلهء نيم فرسنگ ، پشت اين كوهها به محال و خاك بروجرد منتهى مىشود . راهى كه متداول است ، به بروجرد مىرود . از دولتآباد مىرود . ثامن « 3 » خاك ملاير ،
--> ( 1 ) . نسخه چاپى : توشكن ( 2 ) . اصل : چائى ( 3 ) . نسخه چاپى : سامان