ناصر الدين شاه قاجار
198
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
در تالار « 1 » نشستيم يك ايوان تالارى است در جلو تالار ديگر ، در عقب بخارى هم داشت ، آتش كرده بودند . دو بالاخانه در جنبين تالار بود . يكى از آنها تلگرافخانه بود . چند اطاق هم زير بالاخانه بود . يك اطاق بسيار كوچكى سياه شده هم ، رو به جنوب گويا داشت . در قهوه خانه آن مبال « 2 » ما را چادر زده بودند . حوض در جلو تالار بود . سكوئى بود ، جلو تالار ، زير سكو ، باغچهء مربع طولانى بود . ديوارها كوتاه [ و ] صحراى كنگاور پيدا بود . سياچى ، را از سوارى فرستاده بودم بيايد ، گربهها را گوشت داده ، در اطاقى بيندازد ، و درش را ببندد « 3 » . گربهها را ، سياچى آورد . قدرى گشتند [ و ] چيزى خوردند ، باز بردند به اتاق انداختند . عكاس باشى ، ميرزا على خان ، محمد على خان و . . . بودند . از سياچى پرسيدم ، اندرون چطور جائى است . سياچى گفت : اندرون نيست ، صحرا است . محمد على خان و دهباشى را فرستادم بروند ببينند « 4 » . رفتند [ و ] آمدند . گفتند خيلى مغشوش است . خودم برخاسته رفتم اندرون . يك صحرائى را [ با ] كوچههاى « 5 » زياد و خانههاى دور از هم [ و ] حياطهاى متعدد [ ديدم ] . كه من نتوانستم همه را بگردم . بعضى جاها تجير كشيدهاند . بسيار بسيار بىحفاظ . چيز غريبى بود . اگر ده تا زن آنجا گم مىشد كسى پيدا نمىكرد . بسيار جر آمدم . به غروب هم چيزى نمانده است . اما الحمد الله حرم نرسيده بود . آمدم دست و پائى شد . تجيرهاى جلوى سكوى حياط « 6 » را برداشته ، بردند روى ديوارها كشيدند . چادر قلندرى زيادى آورده ، در باغچه جلو زدند . اندرونهائى كه معين شده بود موقوف شد . در همين حياط و بالاخانهها و . . . گفتم زنها منزل كنند . در اين بين كه نشسته بوديم ، در تالار سياچى و . . . گفتند ، دود مىآيد . تالار هم دودى شد ، گفتيم سقف سوخته است . دهباشى [ و ] سارىاصلان و . . . رفتند بالا . معلوم شد سقف تالار سوخته است . حالا در هواى سرما ، ديگر جائى نداريم . خرقه
--> ( 1 ) . اصل : طالار ( 2 ) . مستراح - آبريزگاه ( 3 ) . اصل : بهبينند ( 4 ) . اصل : به ( 5 ) . اصل : كوچها ( 6 ) . اصل : حيات