ناصر الدين شاه قاجار
187
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
روز سهشنبه بيست و پنجم [ شهر شوال ] در ماهىدشت اطراق شد . صبح كه برخاستيم [ ديديم ] ديشبش باران زيادى مخلوط به برف آمده است . صبح هم كه برخاستم ، باز هوا ابرى بود . و مىباريد ، برف و باران . اما زمين به طورى گل شده بود ، كه راه نمىشد رفت . به هر كفشى ، نيم من گل ، مىچسبيد اما الحمد الله ، اتفاقا اطراق بود . و الا نمىشد امروز ، مردم و مال و بنه و . . . برود و منزل فردا هم شهر كرمانشاهان است . گل [ و ] فلان عيبى ندارد لازم شد ، در اين مقام شكر بارى تعالى را بهجا بياورم ، كه الى امروز ، بر سر چادرها ، و اردوى ما ، چه در خاك ايران و چه [ در ] خاك روم ، ابدا باران و برفى نيامده بود . اما اوقاتى كه در خاك روم بوديم ، در خاك ايران همهجا بارانهاى نافع و برف آمده بود . و اگر خدا نكرده يك باران شديدى در سمت سرمن رأى ، كربلا [ يا ] نجف يا در مراجعت از حضرت صاحب ، در راهها ، بخصوص يعقوبيه و شهر « وان » و زهاب و . . . مىباريد ، اردوى به اين سنگينى چه مىشد ، كه يك كالسكه و يك عراده ، و يك شتر ، در اين راههاى طولانى و پست و بلند و زمينهاى نرم ، كه تا گوش اسب به گل مىرفت بيرون نمىرفت ، و همه تلف مىشدند و يكبار ، به منزل نمىرسيد خلاصه كمال شكرگزارى از اين جهت حاصل است . خلاصه امروز ، وزير خارجه [ و ] يحيى خان ، به حضور آمدند . چون ترديدى ، در عمل حكومت كرمانشاهان بهم رسيده بود . به وزير خارجه حكم شد استخاره از قرآن بكند . استخاره در ماندن بديع الملك ميرزا ، پسر دوم عماد الدوله . [ استخاره ] خوب آمد . بسيار جوان قابل [ و ] عاقلى است . از خوب آمدن استخاره خوشحال شديم ، كه هم شاهزاده بديع الملك ، شخص كافى است ، هم خانواده عماد الدوله اوضاعشان بر هم نخورده است . خلاصه بعد از آن قدرى راه رفتم هوا گاه ابر گاهى آفتاب ، گاهى [ 423 ] مىباريد . قدرى شعر شيخ منتخب شد . شب بعد از شام مردانه شد . پيشخدمتها مشاعره كردند . آقا وجيه ، ميرزا على خان طرفى ، پسر امين خلوت و عكاس باشى طرفى [ ديگر ] بيست تومان هم گذاشته بوديم هرطرف كه طرف ديگر را بست و مغلوب كرد ببرد . حاجى ميرزا على مقدس هم ثالث بود كه طرفين اشعار مكرر نخوانند ، و شلتاق نكنند . بالاخره طرف ميرزا على خان مغلوب شد تنخواه « 1 »
--> ( 1 ) . تنخواه : پول نقد