ناصر الدين شاه قاجار
175
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
بود . جقهء بزرگ بدلى ، دو شمشير هم بسته بود . خلاصه غروبى زنانه شد . همه زنها بودند . غلامبچهها [ بودند ] گربهها بازى مىكردند . غلامبچهها همه به علاوه ليلا و گوزگلدى ، اشتراشتران بازى كردند . كون گوزگلدى را با سنقرى بهم زدند ، همهمه [ اى ] شد . بعد شب شام خورده ، مردانه شد . بعد خوابيديم . Chirasi [ 412 ] روز چهارشنبه دوازدهم [ شهر شوال ] از يعقوبيه بايد رفت به شهروان . هشت فرسنگ است . صبح خيلى زود برخاسته رفتيم ، حمام . رخت پوشيده ، سوار اسب شديم . از صبر گذشتيم . على رضا خان ، سارىاصلان ، با غلامان سر صبر بودند . بنه را نگاه داشته بودند . صبر خلوت بود . آب شط يعقوبيه بسيار بسيار كم شده است . در زمانى كه آمديم ، حالا سه ذرع بيشتر آبش كمتر است . [ با ] اسب خوب مىتوان [ به آب ] زد ، از صبر گذشته ، آنطرف سوار كالسكه شدم . پاشا ، مشير الدوله ، وزير خارجه ، و . . . بودند . صحبت شد . در هنديه ، اعراب مجددا طغيان كردهاند . . . سمت مسجد كوفه ، نزديك مقبرهء يونس ، كه يك روز در توقف نجف اشرف ، وقتى كه به مسجد كوفه رفتم ، عصرانه و چاى خوردم . همانجا اعراب دويست نفر از عسكر نظام را كشتهاند . پاشا از بغداد و . . . قشون مأمور كرده است . اما اين قشون كه من ديدم از عهده اعراب نمىتواند برآيد . خلاصه محمد رحيم خان قاجار شامبياتى [ و ] محمد حسين خان قاجار دولّو ، صاحب چال طرخان ، آمده مرخص شده ، به مكه معظمه مىروند . خلاصه در كالسكه نشسته رانديم . قدرى كه رفتم سمت دست چپ به ناهار ، افتاديم . بعد از ناهار ، باز سوار شده به كالسكه ، رانديم . سر ناهار شعر غزل شيخ [ را ] منتخب مىكردم . ميرزا على خان مىنوشت . مجد الدوله ، امين الملك و . . . پيشخدمتها بودند . با مجد الدوله شوخى زيادى شد . بسيار خنديدم در وقت دست شستن . به يوسف سقا باشى گفتم ، قرق بكند . لگدى به مجد الدوله و ديگران زد . قال و مقالى شد . بعد گفتند على بيگ پشت آفتاب گردان است . قدرى سكوت شد . على بيگ چندى بود ناخوش بود . امروز راه افتاده است . خلاصه يك ساعت و نيم به غروب مانده رسيديم به منزل مالها [ و ] مردم . . . زياد خسته شدند . شب بعد از شام مردانه شد . يحيى خان ، طولوزون آمده روزنامه انگليسى مصور خواندند . امشب قبل از شام چفيه اگال عربى بسته بودم عجب چيز گرمى است . بعد شب خوابيديم . . . enis نصف شب . [ 413 ] صداى استخوان خوردن گربه ، از پشت آلاچيق