ناصر الدين شاه قاجار

167

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

است ، كه به زور بنشيند ، مىشوند . آنجا را شيخ محمد ، كاشىكارى كرده است . اسم ما را هم نوشته است . آنجا چراغى روشن كرده ، آنجا رفتم . در آنجا يك چاهى است ، دور چاه مرمر است . دهن چاه كوچك است . همين‌قدر است كه يك نفر توى چاه برود . گودى چاه دو زرع مىشود ، كه حضرت آن ميان غيبت فرموده‌اند . بوى عطر خوشى از توى چاه مىآمد . دو ركعت نماز آن‌جا كردم . قدرى نشستم به شيخ محمد حكم شد شبكه مطلائى ساخته روى چاه بگذارد ، كه كسى من بعد توى چاه نرود . بعد آمدم بيرون ، رفتم بالاى پشت‌بام . گنبد را درست تماشا كرده ، الحق گنبد مطهر ثانى ندارد . بسيار بسيار خوب است . از بالاى بام اطراف و توى قلعه سامره هم پيدا بود . توى قلعه بسيار خراب است . اطراف شهر قديم سامره همه خرابه است . و پيدا بود بسيار شهر عظيمى بوده است . قلعجات زيادى كه همه ديوارهاى آن ، و بروجش باقى است . از آجر و خشت پيدا بود . آن‌طرف شط [ 405 ] آثار قلعه و بروجى از دور پيدا بود . خلاصه بعد پائين آمديم . مشير الدوله و حسام السلطنه ، را براى آذوقه خواسته بودم . حسام آمد مشير الدوله را ، هى مىگفتند مىآيد ، معلوم شد ديشب در كشتى شيطانى شده است ، يا چه شده است ، نمىتوانست داخل حرم شود . بعد آمد . خلاصه سوار شده از دروازه ديگر ، كه رو به شمال است ، از در و جلو خانهء خوبى كه حاجى محمد صالح كبّه كه از تجار معتبر است ، و در بغداد مقام دارد و براى زوار ساخته است . كرايه مىدهد . خانه خيلى قشنگى است . در قلعهء سامره منحصر است ، خانه خوب به همين خانه . معير الممالك هم آنجا منزل كرده است . او امروز عصر از كشتى آمده است . ناخوش هم شده است . خلاصه رفتم بيرون . از قلعهء خرابهء آجرى بسيار خوش ساختى گذشتم . خيلى بناى عالى بوده است . حال هم ديوارها و بروج باقى است . بسيار خوش وضع بوده است . آن‌طرف قلعه و بيرون برج بلندى است . مثل مناره [ اى ] كه متوكل عباسى ساخته است . مناره‌اى است از بيرون مارپيچ است . كه راه دارد آدم بالا مىرود الى كلّه برج ، و در سر برج مثل تخته فيل جاى نشيمن است . برج از ته كلفت است . كم‌كم كه بالا مىرود باريك مىشود . ده مرتبه دارد ، همه از آجر است . تخته و اين پيچ‌پيچ راه را چنان با وقوف و خوب ساخته بودند ، كه مال و اسب و قاطر يقينا الى بالاى برج مىرفته است . حال چون راه خراب است مال نمىرود . اما آدم حالا هم خوب مىرود . اما راه خراب است . آدم به وحشت بالا مىرود ، و در وقت