ناصر الدين شاه قاجار

158

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

روز دوشنبه سوم [ شهر شوال ] امروز بايد برويم به غازانيه « 1 » . چهار فرسنگ و نيم راه است . يعنى از روى آب به اين مسافت بود [ از راه ] خشكى بايد نزديك‌تر باشد . صبح سوار قايق شده ، رفتيم به كشتى بزرگ . پاشا ، مشير الدوله و اشخاص ديروزى همه بودند . بجز محمد تقى خان گشاد به علاوه سياچى ، آقا وجيه ، ميرزا عبد الله ، مجد الدوله ، معير الممالك و پسرش ، على رضا خان و . . . نشستيم ناهار خورديم پنج از دسته گذشته ، رانديم دو ساعت و نيم به غروب مانده به منزل رسيديم . طرف دست راست ، امروز باز آبادتر است . دست چپ كمى آباد بود . اول به آبادى منصوريه رسيديم . خيلى آباد بود . نخلستان زيادى هم داشت . بعد به سعديه [ رسيديم ] . بعد منزل ، كه غازانيه است . اين آبادىها وصل به هم نيست . در هر فرسنگى يك آبادى است . خلاصه عرفانچى روزنامه خواند . ناهارى به اشتها الحمد لله خورديم . مجد الدوله قصيدهء خوبى گفته بود . آمد به لحن غريبى خواند . معير هم بودند . بسيار خنده شد . به منزل كه رسيديم ، كشتى لب آب پهلوى چادر رفت ، چسبيد . رفتيم بيرون . هنوز حرم نرسيده بود . نماز كرديم . بعد نيم ساعت به غروب مانده باز به قايق نشستيم عرفانچى ، عكاس باشى ، سياچى ، حسين قهوه‌چى بودند . رفتيم آن طرف شط پياده ، قدرى گردش كرديم . روبروى اردو خيلى گشتيم . بعد باز سوار قايق شده ، بالا رفتيم بعد باز پائين آمديم . حرم رسيده بود . دم آب كنيزها راه مىرفتند ، جر آمدم قايق را پائين‌تر برديم . از زير چادر عزت الدوله رانديم . كنيز تركمان عزت الدوله از گال « 2 » لب شط پائين آمده ، مىخواست آب بردارد . ما را ديد ، هيچ ، رو نمىگرفت . بسيار خجالت كشيديم . شخصى هم لب شط نشسته بود . عمل قبيحه ميكرد . در بين كار رسيديم ، پدر سوخته همه چيزش پيدا بود . سرباز [ و ] ديگران هم مشغول بودند . بسيار خجالت كشيديم . رفتيم منزل زاغى ، تاج الدوله ، بلنده با هم جنگيده بودند ، بلنده با تاج الدوله . . . « 3 » بوده است . ديروز عرض و داد شد . جر آمدم زاغى را دواندم . ديروز در كالسكه توران آغا « 4 » با دختر نديم السلطنه جنگ كرده بودند .

--> ( 1 ) . اصل : قازانيه ( 2 ) . گال : گودال بزرگ ، زمين شكافته ، زمينى كه آب آن را كنده و گود كرده باشد . ( فرهنگ عميد ) ( 3 ) . يك كلمه ناخوانا ( 4 ) . اصل : آقا