ناصر الدين شاه قاجار
136
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
است . اگر معالجه نكند خطر دارد . بايد شراب بخورد . ميرزا على خان محمد على خان مرخص شدند بروند پيش حاجى و او را معالجه كنند . رفته بودند عصرى آمدند . حاجى را راضى به معالجه كرده بودند و حتى به خوردن كنياك « 1 » كه از جمله مسكرات سخت است . انشاء الله معالجه مىشود . خلاصه ، افشار بيگ را در منزل گذاشتم [ تا ] چادرهاى حرم را كه آب دريا گرفته بود ، بكند ، عقبتر بزند . بعد سوار كالسكه شده رفتم زيارت . چاپار تهران آمده بود . كاغذهاى آنها را خواندم . مىگفت همهجا در راه باران آمده است . بسيار ذوق كردم . خلاصه باران زمينها را تر كرد . گردوخاكى الحمد الله امروز نبود . رفتيم زيارت ، نماز كردم . بعد از آداب زيارت رفتم سر قبر آقا محمد خان ، يك جعبه جواهرى كه از خزانه حضرت درآمده بود ، پاشاى بغداد ، وزير خارجه ، مشير الدوله ، آمدند حضور آورده ، باز كردند . تماشا كردم . خيلى اسباب جواهر نفيسه داشت . اغلب از نادر شاه افشار بود كه بعد از فتح هندوستان فرستاده بود . از جمله دو الماس بزرگ بود . يكى سيكانى ، ديگر تراش هندى . روآينه . زير تراش كوچك ، كلفت . بسيار الماسهاى خوبى بودند ، پرقيمت . البته دو الماس پنجاه هزار تومان ارزش داشت . زمردهاى خوب ، ياقوت كبود خوب ، لعل خوب ، ياقوت ، خيلى چيزهاى خوبى بود . بعد از تماشا از در باز بالا كه روز اول آمده بودم ، سوار شده از توى وادى السلام رفته ، سوار كالسكه شدم . باز از دم دروازه كوچكى رو به دريا به تندى زياد رانده ، رفتيم منزل كاهو خوردم . عرفانچى ، بود روزنامه خواند . ميرزا على خان و . . . بودند . حرم يك ساعت از شب رفته از مسجد كوفه ، برگشته ، خلاصه شب را خوابيديم . Esfehani بزرگه . روز دوشنبه هجدهم [ شهر رمضان ] امروز ناهار منزل خورده شد . هوا ابر بود ، بعد از ناهار سوار شده رو به مغرب كنار راه دريا را گرفته ، به گردش رفتم . از در اندرون سوار شدم . وقتى كه اندرون رفتم ، حرم هم زيارت رفته بودند . رسيدم ، به چادر شكوه السلطنه ، سه زن چادر به سر ديدم . از قراين فهميدم شمس الدوله ، دختر خاقان مغفور است . از تاج الدوله به عمل آمده [ است ] دو نفر ديگر ، عروسهاى او بودند . يكى دختر مرصّع خانم زن حاجى محمد قلى خان آصف الدوله است . ديگر [ ى ] قد درازى بود . مىگفت دختر محمد خان قرائى كلهكن است . [ 380 ] هردو بد گل بودند ، يعنى نه چندان .
--> ( 1 ) . اصل : كونياك