ناصر الدين شاه قاجار

114

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

شده رانديم . [ 359 ] خيلى رانديم . صحرا حالتش يك جور بود تا از دور باغات نخلستان كربلا پيدا شد . سر راه مقبرهء عون پسر حضرت زينب كه اينجا شهيد شده است . طرف دست چپ بود . پياده شده زيارت كرديم . اين راه زوار نيست ، كه آمديم . زوار هرگز از اين راه نمىآيد ، و عون را زيارت نمىكند ، از ترس عرب . از اين‌جا تا شهر كربلا دو فرسنگ است . رفتم توى صحرا ، شن‌زارها نشسته ، تجديد وضو كرده . شمشير بسته سردارى الماس پوشيديم . باز رفته به كالسكه نشستيم رانديم . بين راه ، ميرزا حسن كليددار حضرت سيد الشهدا عليه السلام با خدام آمدند . ميرزا حسن مرد ريش سفيدى است . ريشش هم زياد است . مرد خوشروئى است مىگويند آدم خوبى است . رانديم ، رانديم بين راه به قدر ربع ساعت باران تگرگ آمد . مردم را تر كرد . امروز هوا ابر بود . بعد باران زده ، ايستاد . رسيديم به اول راه و باغات كربلا مشير الدوله ، مدحت پاشا ، كمال پاشا و . . . بودند . پلى بود مشهور به پل سفيد كه روى نهر حسينيه است ، گذشتيم . بعد سوار شديم به اسب ، نهر حسينيه دست راست مىافتد . كه به فاصلهء پنجاه قدم از نهر حسينيه نهرى كوچك درآورده ، به طرف دست چپ كه همه نخلستان خوب و باغات است ، مىبرند . سابق اين راه بسيار سنگ و بد و همه نهر بوده است كه [ با ] بسيار زحمت مردم مىرفتند . براى آمدن ما اين راه را ساخته‌اند . حالا عرض راه ده ذرع است و نهرها را هم همه از زير اين راه برده‌اند . كه حالا كالسكه و . . . خوب مىرود طرفين راه همه باغات و نخلستان است . خوب نخل‌هائى دارد اين راه از پل سفيد الى دروازه نجف . يك فرسنگ بيشتر است و از پل سفيد الى دروازه نجف طرفين راه را همه آدم بود . از زن و مرد همه عجم بودند . مثل اين بود كه وارد شهر كاشان يا اصفهان شديم . داد و فرياد غريبى مىكردند يك علم و دهل هم آورده بودند . مىزدند . داد و فرياد غريبى بود . بسيار مشعوف بودند . علم‌هاى حضرت عباس را جلو آوردند . حالت غريبى داشتم . گيج بودم نمىدانستم كجا مىروم . عرب ، عجم ، هندى ، عثمانى از هر طايفه ، هر جور اشخاص بودند . خلاصه از دروازه نجف وارد شديم . كربلا قلعه‌اى دارد از آجر سخت . حسين خان سردار ايرانى « 1 » يعنى قزوينى حاكم ايروان

--> ( 1 ) . در بالاى همين كلمه در متن اصلى ايروانى هم نوشته شده است .