ناصر الدين شاه قاجار
92
شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )
كه همه رخت سفيد پوشيده بودند ، به طور خوشگل كه پاشاى بغداد تازه تعليم آنها را قرار داده است . بهطور خوبى دعا مىكردند و داد مىزدند . آنها هم خيلى خوب بودند بسيار خوشايند بودند . فرنگى ، ارمنى ، مسلمان ، يهودى و . . . و . . . از هر جور بودند [ 338 ] به طاقنصرت كه رسيديم پاشايان و . . . همه پياده شده ، در جلو مىروند . طرف دست چپ يك بناى عالى بود گفتند سابقا كرانتين « 1 » بوده است . ديوار سردر آجرى محكمى داشت بالاى آن زن زيادى بودند . بجز اينها ديگر زن نديديم . خلاصه از طاقنصرت كه گذشتيم فوج قزوين و . . . سوادكوهى با كمال شكوه ايستاده بودند ، بسيار با لباس خوب . بعد وارد باغ منزل شديم . سواره رفتيم . همه بودند . درخت خرما [ و ] نارنج و . . . بسيار داشت . اين باغ را قديم نجيب پاشا ساخته است . حالا دوباره عمارت ساخته و تعمير كردهاند . خيابانها ريگ ريخته ، درختهاى نارنج بسيار موزون « 2 » و خوب ، كلاه فرنگى چوبى در وسط ساخته بودند . بعد رسيديم به عمارت جديد كه قصر ناصرى مىگويند . كه در آخر باغ نزديك شط ساختهاند . بسيار عمارت عالى [ و ] خوش تركيب قشنگ . بالايش بام و مهتابى بسيار بسيار با روح و قشنگ كه ، كل شهر بغداد و صبر و شط و كشتىها و ، اردو ، و صحرا و باغ راه كاظمين و . . . و . . . همه از اين پشتبام مهتابى پيداست . بغداد كهنه [ و ] نو و . . . خلاصه وارد عمارت شده پياده شدم . پلهها را از ماهوت و پارچه مفروش كردهاند . در اتاقها كاغذ فرنگى چسبانده ، و بسيار خوب مفروش كرده ، صندلى و نيم تختهاى خوب مزين گذاشتهاند . آئينههاى بزرگ ، چهل چراغ و . . . گذاشته و آويزان كردهاند رفتيم به اتاق پستو . خيارهاى سبز بغداد بود . با ميوهها و . . . پيشخدمتها تيمور و . . . بودند سه ساعت به غروب مانده وارد شديم . عرق داشتم . مدحت پاشا كل اعيان [ و ] وجوه عسكريه [ و ] قلميه و . . . بغداد را معرفى كرد . نيم ساعت بلكه يك ساعت هم به اين گذشت . مظهر پاشا كه سابقا والى سليمانيه بوده و حال حاكم كربلا است بسيار بسيار شبيه به آئى برادر ميرشكار بود . زيادزياد شبيه بود [ 339 ] قاضى القضات بغداد ، و متولى قبر شيخ عبد القادر هم هردو كور بودند ، از يك چشم . خلاصه اشخاصى كه پاشا معرفى كرد از اين قرار است :
--> ( 1 ) . كرانتين - قرنطينه ( 2 ) . اصل : موذون