ناصر الدين شاه قاجار

90

شهريار جاده ها ( سفرنامه ناصر الدين شاه به عتبات ) ( فارسى )

ناظم افندى هم بود . خلاصه خرگوش زيادى داشت صحرا . بعد از راندن زياد سوار كالسكه شديم . از نهر خشكى ، پلى هم داشت گذشتيم . مىگفتند خرابهء نهروان قديم است ، كه حضرت [ على ] با خوارج جنگ فرموده است . خلاصه خيلى رانديم به ناهار افتاديم . بعد از ناهار باز سوار كالسكه شده ، رانديم پنج ساعت به غروب مانده ، وارد منزل شديم . اورته خان دست چپ جاده است . باغ و نهر مشيريه دست راست . اردو ، وسط افتاده است . قدرى دراز كشيدم . عصرى [ تيمور ] ميرزا آمد درنا ، غاز ، هوبره درّاج ، گرفته بود ، آورد . پسر عباس ميرزا را يحيى خان آورد پسر يازده دوازده ساله‌اى است . بسيار خوشگل پسرى است . سمت راست امروز بلوك خالص است . بعضى از قراء آن‌كه به راه نزديك بود از اين قرار است : چرو « هاشميه » « حب حب » جزانى « نهر خدريه » ، مراديه ، سمت چپ « سفته » « بهروز » ، ابو فمين عشايرى كه اينجا هستند بنى تميم كرخه زبيد ، الفره « مجمع » البو عامر ، بنى زيد شب خوابيديم . Hamedani [ 336 ] روز سه‌شنبه بيست و هشتم [ شهر شعبان ] بايد رفت به بغداد ، پنج فرسنگ راه بود . صبح زود از خواب برخاسته رخت پوشيده سوار شديم . زياد سرد بود . سوار كالسكه شديم رانديم . راه مثل ديروز كوير « 1 » است و مسطح ، براى كالسكه بسيار خوب است . رانديم ، همه مردم لباس رسمى پوشيده‌اند . با كمال تنقيح از معير و پيشخدمت و صاحب منصبان و . . . و . . . رانديم . دو فرسنگ و نيم كه راه رفتيم به ناهار افتاديم . كنار نهر مشيريه ، نهر بزرگى است آب زيادى داشت . دو نفر قوشچى عرب ، دو قوش چرخ آهوگير ، تربيت كرده‌اند كه آهو گرفته آورده بودند . يكى نر يكى ماده ، بسيار بسيار آهوهاى كوچكى بودند . آهوى ماده به قدر خرگوش بود . تيمور ميرزا اين‌ها را مىشناخت . بعد از ناهار باز سوار كالسكه شده رانديم . سرناهارگاه آپيت « 2 » الماس سردارى الماس ، شمشير و . . . استعمال شد . رانديم صحرا همه‌جا صاف همه بّر است كوير . پاشاى بغداد مشير الدوله كه در بغداد بودند ، آمدند قدرى صحبت شد . باز پيش رفتند . اقبال الدوله آمد صحبت شد . اقبال بسيار سفيه است .

--> ( 1 ) . اصل : كبير ( 2 ) . آپيت : ظاهرا حمايل يا نشان بوده است .